تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢١ - غوغايى كه كتاب فصل الخطاب برپا كرد
شد و به يكباره خود را در ورطه مخوفى كه از فرو غلطيدن در آن بيم داشت، گرفتار ديد. سيد هبة الدين شهرستانى در نامهاى كه در سال ١٣٧٣ بهعنوان تقريظ بر رساله برهان ميرزا مهدى بروجردى به قم فرستاده، از سر و صدا و غوغايى كه در آن روز پيرامون كتاب فصل الخطاب و نويسنده و ناشر آن برپا شده بود و او بهعنوان يك طلبه جوان حوزه علميه سامرا در دوره ميرزاى شيرازى بزرگ، شاهد آن بود، گزارش داده است.
او در آن نامه آورده است: «چقدر سزاست از خداى خود سپاسگزار باشى كه به تو توفيق نگاشتن چنين كتاب ارجمندى داده است تا در آن، از حريم قداست قرآن كريم از شائبه هرگونه تحريف دفاع نمايى؛ بارى پيراستگى قرآن از تحريف عقيده درستى است كه من از دوران جوانى در سامرا- محل ولادتم و جايى كه مقرّ رياست ميرزاى شيرازى بزرگ، مركز دانش بود- دانش مىآموختم، بدان انس و الفتى تمام داشتم. همان هنگام بود كه به چشم خود ديدم چگونه به علت تأليف كتاب فصل الخطاب موجى از خشم و نفرت به سوى محدث نورى به تكاپو درآمده بود؛ و در حوزه علميه، بر هر گروهى وارد مىشديم، سر و صدا و اعتراض و خشم عليه كتاب و مؤلف و ناشر آن فراگير بود».[١]
صاحبان قلم و انديشه نيز با بكار بستن تندترين كلمات و گزندهترين عبارات به رد و بطلان كتاب او به تلاشى جدى دست زدند و مانع شدند او براى نشر عقايد و پراكندن ديدگاههاى خود سر مويى مجال يابد. از جمله معاصران او، فقيه محقق، شيخ محمود بن ابو القاسم مشهور به معرّب تهرانى (م ١٣١٣) در كتاب ارزشمند خود به نام كشف الارتياب فى عدم تحريف الكتاب- در سيصد صفحه- كه در ١٧ جمادى الثانى سال ١٣٠٣ از تأليف آن فارغ شده، به رد او كمر همت گماشت. او در اين كتاب، با استناد به دلايل محكم و براهين قاطع به رد ديدگاههاى محدث نورى پرداخت و باعث شد كه محدث نورى مقدارى از ديدگاه خود عقبنشينى نمايد.
محدث نورى، تحتتأثير اين كتاب با تأليف كتابى فارسى در صدد جواب دادن
[١] . البرهان، نوشته ميرزا مهدى بروجردى، ص ١٤٤- ١٤٣.