تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٠ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
١٥. در ذيل همين حديث مىفرمايد: «خداى تعالى فرموده است: يا محمد «إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ- بولاية وصيك- قالُوا نَشْهَدُ [إلى قوله] إِنَّ الْمُنافِقِينَ- بولاية علي- لَكاذِبُونَ [إلى قوله] ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا- برسالتك- ثُمَّ كَفَرُوا- بولاية وصيك- [إلى قوله] وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ- عن ولاية علي- وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ؛[١] اى محمد هرگاه منافقان به ولايت وصى تو، نزد تو آيند و بگويند شهادت مىدهيم،- تا آنجا كه فرموده است:- همانا منافقين به ولايت على عليه السّلام، دروغگويانند.- تا آنجا كه آمده است:- براى آنكه ايشان به رسالت تو ايمان آوردهاند؛ آنگاه به ولايت وصى تو كافر شدند- تا آنجا كه آمده است:- و آنان را مىبينى كه مانع ولايت على مىگردند؛ ايشان گردنفرازانند».
بدون ترديد، تمام اين روايت تفسير است؛ چنانكه خود محدث نورى بدين شكل اعتراف نموده است: «سياق حديث صراحت در تحريف ندارد؛ هرچند مىتواند بر آن حمل شود».[٢] بايد گفت: همانگونه كه در صدر حديث معلوم شد وجهى براى چنين حملى نمىماند.
١٦. نيز از ابن فضيل روايت شده كه گفت: «درباره معناى آيه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا»[٣] از امام موسى بن جعفر عليه السّلام پرسيدم. فرمود: بولاية علي تنزيلا. گفتم:
اين تنزيل است؟ فرمود: آرى، تأويل است»[٤] و روشن است كه مقصود از تنزيل، تفسير است؛ تفسيرى شبيه تأويل. به همين دليل، اين روايت بر تمام پندارهاى مدعيان تحريف، خطّ بطلان كشيده و مقصود از تنزيل را روشن مىسازد كه همان تفسير و تأويل آيه است. نه آنكه نزول آيه چنين بوده است.
١٧. از سدير صيرفى روايت شده است كه: «از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: آيا مؤمن از قبض روحش ناخشنود است؟ فرمود: نه. تا اينكه فرمود: و به آنان مىنگرد؛ پس [منادى از جانب پروردگار] به او خطاب مىكند: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ- إلى محمد و أهل بيته- ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً- بالولاية- مَرْضِيَّةً- بالثواب- فَادْخُلِي فِي عِبادِي- يعني
[١] . منافقون ٦٣: ٥- ١. ر. ك: الكافى، ج ١، ص ٤٣٢ و ٤٣٣، شماره ٩١.
[٢] . فصل الخطاب، ص ٣٣٦.
[٣] . دهر( انسان) ٧٦: ٢٣.
[٤] . الكافى، ج ١، ص ٤٣٥، شماره ٩١.