تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٨ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
- كه در ذيل روايت به ولايت و خمس معنا شده است- ناخشنودند.[١]
١٢. همچنين روايتى كه طبق آن، لفظ «بمحمد» در اثناى قرائت و به منظور تفسير آيه، افزوده شده است.
كلينى از محمد بن خالد روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام چنين قرائت نمود: «وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها[٢] بمحمد» و فرمود: «به خدا سوگند جبرئيل آن را بر محمد صلّى اللّه عليه و آله به همين شكل فرو فرستاد».[٣]
شكى نيست كه مقصود امام عليه السّلام اين بوده كه سبب اصلى براى نجات مردم از هلاكت، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده است؛ پس اين افزودگى از باب تفسير بوده است نه چيز ديگر. مقصود از اينكه بدين شكل نازل شده است، بيان شأن و مناسبتى است كه باعث نزول آن شده است؛ نه آنكه امام خواسته باشد بگويد: اين لفظ جزو آيه بوده است.
١٣. روايتى كه كلينى از ابو بصير نقل كرده است و مىتواند شاهدى بر اين مدعا باشد كه مقصود از اين فزونىها، بيان شأن نزول و تفسير آيات است. وى در ذيل آيه شريفه: «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ»[٤] آورده است كه امام صادق عليه السّلام در مقام تفسير، پس از تلاوت اين آيه فرموده است: «يا معشر المكذبين حيث أنبأتكم رسالة ربّي في ولاية علي و الأئمّة من بعده من هو في ضلال مبين؟»؛ يعنى اى گروه تكذيب كنندگان هنگامى كه بر شما رسالت خداى خود درباره ولايت على و امامان پس از او را فرو خواندم دانستيد كه چه كسى در گمراهى آشكار است؟ و در ادامه فرموده است: «چنين نازل شده است».[٥] بدون ترديد مقصود امام آن نبوده كه اين بيان و تفسير جزئى از وحى قرآنى بوده است بلكه نظر امام اين بوده كه در شأن او نازل شده است. علامه مجلسى- پس از ضعيف شمردن سند روايت- گفته است: «تأويل اين روايت، چنانكه درباره روايات مشابه گفته شد، چنين است كه منظور، تفسير و
[١] . علامه مجلسى در توجيه اين تأويل توضيح مفصلى آورده است. ر. ك: مرآة العقول، ج ٥، ص ٥٠- ٤٨.
[٢] . آل عمران ٣: ١٠٣.
[٣] . الكافى، ج ٨، ص ١٨٣، شماره ٢٠٨.
[٤] .« به زودى خواهيد دانست كه چه كسى در گمراهى آشكار است». ملك ٦٧: ٢٩.
[٥] . الكافى، ج ١، ص ٤٢١، شماره ٤٥.