تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٢ - غوغايى كه كتاب فصل الخطاب برپا كرد
به او و توجيه مقصود خود از تحريف برآمده است. او در توجيه عقيده خود مىگويد: «مقصود من از كتاب تحريف شده، قرآن موجود نيست؛ چون از هنگامى كه در دوره عثمان، مصاحف يكدست شد قرآن بر همان حال نخستين خود باقى مانده و از آن روز تا به امروز دچار هيچگونه تغيير يا فزونى يا كاستى نشده است، بلكه مراد من كتاب الهى نازل شده بر پيامبر است كه در جمعآورى نخستين قرآن- آن هم در آياتى كه مربوط به احكام نبوده- دچار كاستى شده است، ولى اجماع امت است كه بر آن افزوده نشده است». محدث نورى، پس از رسيدن كتاب رديه به دست او، همواره توصيه مىنمود كه هركس نسخهاى از فصل الخطاب نزد اوست، نسخهاى از آن رساله (جوابيه) را بدان منضم سازد زيرا آن رساله متمم فصل الخطاب و بيان كننده مقصود نويسنده آن است.
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى صاحب الذريعه مىگويد: «از استادم محدث نورى شنيدم كه مىگفت: من در اين كتاب كوشيدم تا اثبات كنم قرآن موجود همان است كه در عهد عثمان جمعآورى شده و در آن تغيير و تبديلى كه در كتابهاى پيشين، پيش آمده، رخ نداده است؛ لذا بهتر بود آنرا فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب گويند، در حالىكه عنوان فصل الخطاب فى تحريف الكتاب مردم را در راه يافتن به مراد من به اشتباه انداخته است؛ زيرا مقصود من اين است كه بخشى از وحى منزل الهى حذف شده است؛ اصلا بهتر است نام آنرا القول الفاصل فى اسقاط بعض الوحى النازل بگذاريم».[١] البته بايد گفت كه اين خود عذر بدتر از گناه است.
علامه سيد محمد حسين شهرستانى (م ١٣١٥) نيز جزو معاصران محدث نورى است. كتاب حفظ الكتاب الشريف عن شبهه القول بالتحريف را در رد آراء نورى به رشته تحرير درآورد. او در اين كتاب به خوبى تمام دلايل مصونيت قرآن از تحريف را
[١] . الذريعه، ج ١٠، ص ٢٢١- ٢٢٠ و ج ١٦، ص ٢٣١ و ٢٣٢ و ج ١٨، ص ٩، صاحب ذريعه رسالهاى دارد به نام« النقد اللطيف في نفي التحريف عن القرآن الشريف» كه در آن كوشش كرده است با توجيه نمودن مدعاى استاد خود، محدث نورى درباره تحريف قرآن از او دفاع كند؛ او پس از نوشتن اين رساله، آنرا به شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء عرضه داشت تا ديدگاه خود را درباره آن اعلام نمايد. شيخ، نشر آنرا نادرست دانست و آقابزرگ نيز در تبعيت از او، از چاپ رساله امتناع ورزيد. ر. ك: الذريعه ج ٢٤، ص ٢٧٨ و نيز ر. ك: قاضى، يوم الاربعين، ص ١٥.