تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٨ - فصل چهارم گواهى صاحبنظران اهل سنت(به پيراستگى شيعه از قول به تحريف)
اينان معتقدند: قرآن دوره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مراتب از قرآن فعلى ضخيمتر و پرحجمتر بوده است؛ حتى مىگويند: سوره احزاب آنقدر بزرگ بوده كه يك بار شتر مىشده و آنقدر كاسته و افزوده شده و دچار دگرگونى گشته، كه به اين خردى كنونى در آمده است، ايشان در اين عقيده از روى جهالت و نادانى از آبشخور ملحدان بهره گرفته و موجبات خروج خود از دين را فراهم آوردهاند».[١]
چنين افتراى بزرگ و ناروايى از امثال چنين دانشمند محققى بسيار مايه شگفتى است؛ چه مثل خوبى است: «الجواد قد يكبو، و الصارم قد ينبو؛ سخى گاهى به خسّت در افتد و شجاع گاه جبان نمايد». به علاوه، ادعاى زيادى سوره احزاب بيش از مقدار فعلى، از طرف بزرگان نامى اهل سنت عنوان شده است و- تو نيك دانستى كه- ابن حزم آنرا به ابىّ بن كعب نسبت داده و معتقد است سند آن چون آفتاب روشن [صحيح] است.[٢] پس چه دشوار است باور آنكه چنين حقيقت شناخته شدهاى از كسى چون قاضى عبد الجبار پوشيده مانده و به جفا پاكدامنان تشيع را به تهمت آلوده باشد.
حال كه سخن از تهمت نارواى- دور از انتظار- برخى رجال اهل سنت نسبت به شيعه به ميان آمده است، بد نيست در اينجا گفتار شيواى شريف رضى الدين ابو القاسم على بن موسى معروف به ابن طاووس (م ٦٦٤) را يادآور شويم. او اين گفتار را در رد ابو على جبايى (م ٢٣٥) كه به شيعه نسبت تحريف داده، آورده است.
سخن او چنين است:
« [جناب جبايى] آنچه تو گفتى و بر مدعيان وقوع تبديل و تغيير در قرآن به طعنه تاختى تماما متوجه سرور تو عثمان است؛ چون مسلمانان همگى مىدانند كه عثمان مردم را بر اين مصحف شريف گرد آورد و در پى آن، ديگر مصاحف را تحريف نمود و سوزاند؛ اگر خود عثمان به وقوع تبديل و تغيير در مصاحف صحابه اعتراف نمىكرد هرگز وجود مصحف تحريف شده در ذهن كسى نقش نمىبست، بلكه همه مصاحف را يكدست مىنگريستند. افزون بر اين، به جبايى مىگوييم: تو
[١] . شرح الاصول الخمسه، ص ٦٠١.
[٢] . ر ك.: مقدمه كتاب المحلى، ج ١١، ص ٢٣٥.