تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٢ - فصل چهارم گواهى صاحبنظران اهل سنت(به پيراستگى شيعه از قول به تحريف)
اين است كه در شيعه اماميه يا زيديه و نيز در اهل سنت، هيچكس معتقد به تحريف قرآن نيست. هركس بخواهد مىتواند نظير چنين رواياتى را كه همگان از آنها اعراض كردهاند، در كتاب الاتقان سيوطى پيدا كند.- او همچنين مىگويد:- يكى از نويسندگان مصرى[١] در سال ١٩٤٨ ميلادى كتابى بهنام الفرقان نگاشت و آنرا از امثال چنين روايات ضعيف و مجعول كه از كتب و مصادر روايى اهل سنت نقل كرده بود مشحون ساخت. در پى آن دانشگاه الازهر- پس از آنكه با دليل و برهان و مباحث علمى وجوه فساد و بطلان آن را برملا ساخت- از دولت وقت مصادره اين كتاب را درخواست كرد؛ دولت نيز در پاسخ به اين درخواست، كتاب مذكور را مصادره نمود. نويسنده كتاب در ضمن دادخواستى اعلام خسارت نمود؛ ولى دادگاه اين درخواست را رد كرد. آيا مىتوان به استناد كتاب يك نفر گفت: اهل سنت منكر قداست قرآنند؟ يا به دليل روايت فلان يا كتاب بهمان معتقد به نقصان قرآن است؟
اگر درباره اهل سنت چنين قضاوتى نارواست، درباره شيعه اماميه هم چنين است؛ در اين مورد، آنچه شيعه دارد رواياتى است در پارهاى از كتب ايشان، همانگونه كه در پارهاى از كتب ما آمده است.
شاهد اين ادعا سخنى است كه امام علامه ابو على فضل بن حسن طبرسى- از بزرگان علماى اماميه در قرن ششم هجرى- در ديباچه كتابش مجمع البيان لعلوم القرآن در رد روايات ضعيفى كه بر نقصان بخشى از قرآن اشاره دارد، بيان كرده است؛ نص گفتار ايشان چنين است: «جمعى از اصحاب ما و قومى از حشويه- از ميان عامه- وقوع تغيير و نقصان را در قرآن روايت كردهاند؛ اما آنچه مذهب اصحاب ماست خلاف آن است؛ همانگونه كه سيد مرتضى بر آن تأكيد نموده و كلامى وافى پيرامون آن گفته است».- ايشان پس از نقل تمام و كمال كلام علامه طبرسى همانگونه كه ما هم يادآور شدهايم مىگويد:- اين كلام به وضوح صراحت دارد بر اينكه اماميه مثل برادران اهل سنت خود معتقدند قرآن كامل بوده، حتى يك حرف
[١] . او ابن الخطيب محمد محمد عبد اللطيف است كه در آينده به تفصيل از او سخن بهميان خواهد آمد.