تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣ - ٤ آيه حفظ
لَمَجْنُونٌ؛[١] و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است، به يقين تو ديوانهاى». اين آيه قرينه است بر اينكه مقصود خداوند از ذكر در آيه حفظ كه پس از آن آمده؛ مشخصا قرآن است نه پيامبر و دليلى وجود ندارد كه خلاف اين- ظاهر- اراده شده باشد.[٢]
دفع يك شبهه؛ در اينجا شبههاى مطرح شده است كه بايستى به دفع آن بپردازيم: امام رازى مىگويد: «قاضى[٣] در رد كسانى كه مىپندارند قرآن دچار تغيير شده، به آيه حفظ استدلال كرده است؛ زيرا اگر قرآن دچار تغيير مىشد ديگر محفوظ نمىماند».
امام رازى- در پى آن- مىگويد: «اين استدلال ضعيف است؛ زيرا به منزله «اثبات شىء بنفسه»[٤] است؛ چون كسانى كه معتقدند قرآن دچار تغيير شده است شايد بگويند حتى خود آيه حفظ از جمله زوائدى است كه ملحق به قرآن شده است».[٥]
استاد بزرگوار آيت اللّه خويى مىگويد: «حاصل شبهه اين است كه مدعى تحريف ادعا مىكند كه خود آيه حفظ دچار تحريف شده است، زيرا آن نيز بخشى از قرآن است، بنابراين براى نفى تحريف نمىتوان به آن استدلال كرد زيرا دور باطل[٦] است».
آنگاه ايشان به اين شبهه چنين پاسخ داده است: «اين شبهه بر كسانى وارد است كه معتقد به مقام ولايت ائمه اطهار عليهم السّلام نبوده و آنان را عدل و قرين قرآن- بدانگونه كه در حديث ثقلين آمده است- نمىشناسند؛ زيرا ائمه اطهار عليهم السّلام به مقدار موجود از قرآن تمسك مىجسته و تمسك و استناد اصحابشان را به قرآن امضا مىنمودند؛ بنابراين آيه حفظ ذاتا داراى حجيت بوده و بدون ترديد مىتوان براى نفى احتمال
[١] . حجر ١٥: ٦.
[٢] . ر. ك: خويى، البيان في تفسير القرآن، ص ٢٢٦.
[٣] . به نظر مىرسد مراد، قاضى ابو بكر باقلانى باشد.( مترجم).
[٤] . اثبات چيزى به كمك و با فرض خود آن.
[٥] . تفسير كبير، ج ١٩، ص ١٦١.
[٦] . دور يعنى اينكه ثابت شدن هرچيزى مبتنى بر ثبوت علت آن است، و اگر علت بر ثبوت همان چيز مبتنى باشد، دور است و از نظر عقل امرى محال و باطل.