تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٧ - فصل چهارم گواهى صاحبنظران اهل سنت(به پيراستگى شيعه از قول به تحريف)
شگفت است كه ابن حزم با وجود استثناى چنين شخصيتهايى، باز شيعه را قايل به تحريف مىانگارد؛ زيرا مذهب شيعه- كه به امامت و عدل تأكيد دارند- جز راهى كه سيد مرتضى و استادش شيخ مفيد و شاگردش شيخ طوسى و همانندان ايشان از رجال شيعه بر آن رفتهاند نيست.
بنابراين استثنا كردن امثال اين چهرههاى نامى بهمعناى استثنا كردن سلسله جنبانان و اركان مذهب شيعه است؛ زيرا مذهب شيعه- اگر بخواهد تجلى يابد- تنها در وجود چنين فرهيختگان برجستهاى متبلور مىشود نه رأى اندكى گمنام و بىاصل و اساس.
همين خطاى ابن حزم را خياط معتزلى ابو الحسين عبد الرحيم بن محمد در كتاب خود به نام الانتصار كه آن را در رد بر ابن راوندى نگاشته، مرتكب شده است. او در مواضع مختلفى از كتاب خود- كوركورانه و از سر جفا- شيعه را به اعتقاد به تحريف متهم ساخته است؛ در يكجا از كتابش آورده است كه جماعتى از شيعه معتقدند مسلمانان قرآن را جمعآورى نموده و از روى عمد از آن كاسته و چيزهايى را بر آن افزودهاند ...، او اين ادعاى كذب را چندين بار در كتابش مىآورد ...[١]
ما كه هرچه گشتيم نتوانستيم آن جماعتى را كه منتسب به شيعه بوده و چنين اعتقادى را از نظر اين نويسنده دارند پيدا كنيم؛ فقط اين را دريافتيم كه هيچيك از شيعيان از هر فرقهاى كه باشند- چنانكه پيش از اين مرحوم طبرسى بر عدم فزونى در قرآن ادعاى اجماع كرده بود- مدعى راه يافتن فزونى در قرآن نشده است.
چنين سبكسرىهايى از كسانى مانند نويسنده الانتصار عجيب نمىنمايد؛ آنچه مايه شگفتى است خطاى فاحشى است كه قاضى عبد الجبار بن احمد معتزلى از رؤساى معتزله مرتكب شده است. او در بحث از انواع اختلافات پيرامون قرآن كريم، چنين آورده است: «از جمله اين اختلافات، عقيدهاى است كه از طرف جماعتى از اماميه رافضى مطرح شده و آن وقوع زيادى و كاستى در قرآن است.
[١] . ر. ك: الانتصار، با مقدمه محمد حجازى، ص ٣٨- ٣٧ و ٢٣٦.