تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٧ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
يك نفر اطمينان حاصل نشده باشد؛ ملاك در تصديق عادل، حصول اطمينان است.[١]
٦. همو از ابو بصير روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام آيه شريفه «هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ؛[٢] اين كتاب ماست كه بر شما به حق سخن مىگويد» را با «ينطق» صيغه مجهول از باب افعال خواند؛ در حالىكه قرائت مشهور «ينطق» صيغه معلوم و ثلاثى مجرد مىباشد.
امام عليه السّلام در توجيه اين قرائت فرمود: «كتاب سخن نگفته است و هرگز سخن نخواهد گفت؛ اين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه با كتاب سخن مىگويد. به خدا سوگند جبرئيل اين آيه را چنين بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آورد؛ با اين حال در جرگه تحريفات درآمده است».[٣] تحريف در اين روايت، از حرف بهمعناى قرائت گرفته شده است؛ يعنى قراء چنين قرائت كردهاند. علامه مجلسى اين حديث را به همين شكل شرح داده و ابهام آن را بر طرف نموده است.[٤]
روايات اختلاف قرائت كه در كافى شريف آمده است بيش از پنجاه مورد است؛ كه ما از بيم طولانى شدن، به ذكر نمونههايى از آنها بسنده كرديم.
دسته سوم؛ رواياتى كه در آنها، لفظ «تحريف» آمده است و برخى پنداشتهاند مقصود از آنها تحريف اصطلاحى است در حالىكه مقصود، تحريف معنوى و تفسير نارواست:
١. كشى از على بن سويد روايت كرده است كه: «امام كاظم عليه السّلام زمانى كه در زندان هارون بود به من نوشت: اى على [در پاسخ] اينكه پرسيدى مبانى دينت را از چه كسى بياموزى، مبانى دينت را از غير پيروان ما مگير، كه اگر آنرا از كسى جز پيروان ما بياموزى، دين خود را از كسانى كه به خدا و رسول او و ودايع الهى خيانت كردهاند فراگرفتهاى. نگهدارى قرآن به ايشان واگذار شد اما آنان قرآن را تحريف و تبديل كردند؛ نفرين خدا بر ايشان باد ...».[٥]
[١] . در اين زمينه ر. ك: فصلنامه حق، شماره دوم، سال ١٣٦٤، ص ٤٨- ٤٦.
[٢] . جاثيه ٤٥: ٢٩.
[٣] . الكافى، ج ٨، ص ٥٠، شماره ١١.
[٤] . مرآة العقول، ج ٢٥، ص ١٠٨.
[٥] . رجال كشى، ص ١٠.