تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٤ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً؛[١] و چون زنى مباشيد كه رشته خود را پس از زحمت مىگسلد» و قرآن را هدف تيرهاى زهرآلود دشمنان قرار ندهيد خداوند ما را از لغزش برحذر دارد.
در اينجا با چشمپوشى از سستى محتواى دو حديث- كه خود به سستى آن مىافزايد- سند آن دو را مورد بررسى قرار مىدهيم:
حديث نخست را محمد بن سنان (كه مردى كاملا ضعيف و غيرقابل اعتماد بود و نمىتوان به حديثى كه تنها از او نقل شده است اعتماد كرد)[٢] از ابو الجارود، زياد بن منذر معروف به سرحوب، پيشواى جاروديه[٣] و او از ليث بن سعد (از راويان اهل سنت؛ ٩٤- ١٧٥) روايت كرده است كه: «وقتى كعب نزد معاويه بود (از روايان اهل سنت؛ ٩٤- ١٧٥) روايت كرده است كه: «وقتى كعب نزد معاويه بود (بايد توجه كرد كه معاويه در سال ٦٠ يعنى ٣٤ سال پيش از ولادت ليث مرده است) به او گفتم:
وصف مولد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را [در كتابهايى كه خوانديد] چگونه يافتيد؟ و آيا براى عترت او فضيلتى يافتيد؟ كعب رو به معاويه كرد تا نظر او را بيابد. خداوند بر زبان او جارى كرد: ... [تا آخر افسانه]».
آرى، اين فتنه (روايت برساخته و مجعول) از تنور ابو الجارود كوردل برخاسته است. ابو عمرو، محمد بن عمر بن عبد العزيز كشى مىگويد: «كه ابو الجارود به سرحوب (به ضم سين و حا) موسوم شد. فرقهاى از زيديه نيز به او منسوب است.
امام باقر عليه السّلام او را به اين نام خواند. گفته شده كه سرحوب نام شيطانى نابيان است كه در دريا ساكن است. ابو الجارود در ظاهر و باطن كور بوده است».[٤] ابن الغضائرى مىگويد: «اصحاب ما از رواياتى كه محمد بن سنان از او روايت كرده است بيزارى جستهاند».[٥]
اما روايت دوم را صاحب مقتضب الاثر ابو عبد اللّه احمد بن محمد بن عياش جوهرى[٦] از ثوابه موصلى از ابو عروبه حرّانى از موسى بن عيسى افريقى (اين هر سه
[١] . نحل ١٦: ٩٢.
[٢] . طبق سخن نجاشى در رجال خود، ج ٢، ص ٢٠٨.
[٣] . فرقهاى از زيديه است.
[٤] . رجال كشى، ص ١٩٩، شماره ١٠٤.
[٥] . اردبيلى، جامع الرواة، ج ١، ص ٣٣٩.
[٦] . او و پدرش از بزرگان بغداد بودهاند. او داراى تأليفات بسيار بود اما در آخر عمر دچار اضطراب شد و در سال ٤٠١ درگذشت. نجاشى مىگويد:« شيوخ ما او را ضعيف دانستهاند؛ لذا از او روايت نمىكنم». ر. ك: تنقيح المقال، ج ١، ص ٨٨، شماره ٥١٧.