تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥ - ٥ نفى باطل از قرآن
٥. نفى باطل از قرآن
خداوند مىفرمايد: «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ. لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛[١] به راستى آن كتابى ارجمند است. از پيش رويش و از پشت سرش باطل به سويش نمىآيد. وحى [نامه] اى است از حكيمى ستوده [صفات]».
دلالت اين آيه، از آيه پيشين صريحتر است؛ چه آنكه خداوند وعده كرده است كه قرآن را از تباه شدن حفظ كند و سلامت آنرا از گزند روزگار ضمانت نمايد. بارى قرآن مصون و محفوظ و با سلامت تمام راه خود را به پيش مىگشايد و طى مىكند.
باطل در اين آيه «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ» بهمعناى فساد و تباهى است؛ يعنى فساد يا نقض نه در حال حاضر و نه در آينده عارض قرآن نخواهد شد؛ زيرا قرآن از جانب خداوند داناى حكيم نازل شده و حكمت خداوند اقتضا نموده است كه حفظ و حراست آنرا براى هميشه، و به جاودانگى اسلام، تضمين كند.
واژه «حميد» در آيه شريفه به اين معناست كه خداوند همواره بر كارهايش ستايش مىشود و خلف وعده نخواهد كرد. پيش از آيه فوق اين آيه آمده است «وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ؛[٢] اگر دمدمهاى از شيطان تو را از جاى درآورد، پس به خدا پناه ببر». از اين آيه چنين حاصل مىشود كه پيامبر از امكان ابطال شريعت خود به دست فسادپيشگان- در حال حيات يا پس از وفات خود- سخت بيمناك بود. چنانكه در آيه شريفه «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً؛[٣] آيا اگر او بميرد يا كشته شود، از عقيده خود برمىگرديد؟ و هركس از عقيده خود باز گردد، هرگز هيچ زيانى به خدا نمىرساند» به بقاى اسلام و تضمين به سلامت آن از كيد دشمنان اشاره شده است.
خصم، خود اعتراف دارد كه مطلق تغيير در قرآن باطل شمرده شده و با ظاهر آيه ياد شده منافات دارد. جز آنكه مدعى است كه مقصود، اين معنا نيست بلكه مقصود از باطل بطلانى است كه از تناقض احكام و اخبار قرآن به دست مىآيد.[٤]
[١] . فصلت ٤١: ٤٢- ٤١.
[٢] . فصلت ٤١: ٣٦.
[٣] . آل عمران ٣: ١٤٤.
[٤] . فصل الخطاب، ص ٣٦١.