تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٩ - سادگى فاجعهآميز
همگان جزو شناخته شدهترين كتب اخباريان به شمار مىرود، از اخبار و داستانهاى خرافى و شگفتآورى كه هرگز در كتابهاى ديگر اماميه نمىتوان نظير آنها را پيدا نمود لبريز است،[١] و منبع اصلى قول به تحريف در سطحى گسترده همين كتاب است[٢] كه منبع اصلى محدث نورى در كتاب فصل الخطاب قرار گرفته است.[٣]
مرحوم جزايرى در مقام تضعيف قرائات معروف مىگويد: «گردن نهادن به تواتر قرائات سبع باعث مىشود اخبار فراوان بلكه متواترى را كه بر وقوع تحريف در قرآن چه از حيث صورت، چه از نظر ماده و چه از حيث اعراب دلالت دارند ناديده بگيريم».[٤] او معتقد است در قرآن آياتى در مدح آل پيامبر و ائمه اطهار عليهم السّلام و افشاى رسوايىهاى منافقين و يادكرد كژىهاى ايشان- آن هم با صراحت- وجود داشته كه پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از قرآن حذف شده است.[٥] او به همين مناسبت مىگويد:
«در بعضى از اخبار آمده است كه آيه «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»[٦] نخست چنين بوده است: «ألست بربكم و محمد نبيكم و على إمامكم قالوا بلى» اما بعدها [به دلايل سياسى]، بخش ميانى آيه حذف شده است؛ چنانكه در بقيه آيات هم، چنين دخل و تصرفاتى صورت گرفته است».[٧] البته چنين روايتى وجود ندارد و هرچه دنبال كرديم اثرى از آن در كتب معروف نيافتيم. شايد اين روايت افسانهاى را از طريق «معمّر ابو الدنيا» دريافت كرده باشد.
[١] . در چاپ نخست اين كتاب پارهاى از اين داستانهاى خرافى را آورده بوديم اما در اين چاپ و چاپهاى بعدى نيازى به ذكر آنها نمىبينيم.
[٢] . ر. ك: الانوار النعمانيه، ج ٢، ص ٣٥٧ و ج ١، ص ٩٧، ٩٨ و ٢٧٧.
[٣] . ر. ك: فصل الخطاب، ص ٢٥٠.
[٤] . ر. ك: الانوار النعمانيه، ج ٢، ص ٣٥٧. سيد طباطبايى در حاشيه آن، اين نتيجهگيرى شگفتآور را كه تماما با مذهب اماميه مخالف است، به زيبايى تمام پاسخ داده است.
[٥] . ر. ك: الانوار النعمانيه، ج ١، ص ٩٨- ٩٧. بهزودى جواب اين پندار را خواهيم گفت. در روايت ابو بصير از امام صادق عليه السّلام آمده است كه نام ائمه- صريحا- در قرآن نبوده است ر. ك: الكافى، ج ١، ص ٢٨٦.
[٦] . اعراف ٧: ١٧٢.
[٧] . الانوار النعمانيه، ج ١، ص ٢٧٧. مرحوم قاضى طباطبايى در پاورقى كتاب مذكور پاسخ شايستهاى بدان داده است.