تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٩ - فصل هشتم تحريف نزد فرقه اخباريان
٢. ابو بكر و عمر به علت تعدد مصاحف كه نتيجه تعدد كاتبان وحى بود به گزينش مصحف عثمان و بخشى از نسخ ديگر اقدام نمودند و باقى مصاحف را جمع كردند و در ديگى پر از آب داغ پختند.- و مىگويد:- اگر مصاحف يكسان بود، هرگز مرتكب چنين كار زشتى- كه سبب اتهام آنان شده است- نمىشدند.
٣. مدح اهل بيت و نفرين بر منافقين و بنى اميه به تصريح و تلويح در مصاحف آمده بود [ولى] آنان براى پوشيدن رسوايىهاى خود و از روى حسادت به عترت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اينگونه آيات را ساقط كردند.
٤. ثقه جليل، على بن طاووس رحمه اللّه در كتاب سعد السعود از محمد بن بحر رهنى- از علماى بزرگ عامه- ياد كرده است كه چگونه مصاحفى كه عثمان به شهرها گسيل داشته بود- با آنكه همه آنها به خط عثمان بود- متفاوت بوده و كلمات و حروف آن همخوانى نداشته است؟- و مىگويد:- اگر مصاحفى كه عثمان به خط خويش نگاشته، چنين بوده است، وضعيت مصاحف ديگر نويسندگان وحى و تابعان آنان پيداست.
بدين ترتيب، قرآن در دوره دوم كه زمان «قرّاء» است دچار تحريف شده است؛ زيرا مصحفى كه به دست ايشان رسيده، بدون نقطه و اعراب بوده است؛ همانگونه كه مصاحفى كه به دست على عليه السّلام و اولاد معصوم او نگاشته شده، چنين است. من بعضى از آنها را در كتابخانه امام رضا عليه السّلام ديدهام.
بارى، مصاحفى كه به دست قراء رسيد عارى از اعراب و نقطه بود، لذا طبق قوانين پراكنده خود و منطبق با آراءشان در لغت و عربيت، در اعراب، نقطهگذارى و ادغام و اماله و ... تصرّف نمودند ...».[١]
خلط و آشفتگى در اين كلام چنان آشكار است كه ما را از زحمت جستجو بىنياز مىسازد. ميزان آگاهى او نسبت به تاريخ گردآورى قرآن، چنان اندك است كه چنين مىگويد: «چون على عليه السّلام مصحف خود را نزد قوم آورد، عمر برخاست و گفت:
مصحف عثمان ما را بس؟» در حالىكه مصحف عثمان در آن روز وجود نداشت.
[١] . منبع الحياة، چاپ بغداد، ص ٧٠- ٦٨ و چاپ بيروت- همراه با كتاب« الشهاب الثاقب» فيض كاشانى- ص ٦٩- ٦٦.