تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٣ - فصل چهارم گواهى صاحبنظران اهل سنت(به پيراستگى شيعه از قول به تحريف)
آن از قلم نيفتاده است؛ و هركس مدعى نقصان باشد به روايات باطلى استناد كرده است كه در نظر چنين شخص سادهلوحى صحيح به نظر آمده است».
استاد مدنى مىافزايد: «استاد شيخ محمد جواد مغنيه يكى از شخصيتهاى بزرگ عالم تشيع در لبنان كه مدتى منصب قضاوت را به عهده داشت و پس از آن رياست دادگاه عالى شريعت به ايشان واگذار شد چنين نگاشته است: نظر كسانى را كه به استناد وجود پارهاى از روايات در جوامع روايى بعضى از انديشوران شيعه، به احتجاج با اين فرقه برخاستهاند به اين نكته جلب مىكنم كه شيعه معتقد است در كتب حديثى موجود در كتابخانههاى ايشان مثل كافى و استبصار و تهذيب و من لا يحضره الفقيه (كتب اربعه و مهمترين جوامع روايى) روايات صحيح و ضعيف با هم گرد آمده است، چنانكه در كتب فقهى كه توسط فقهاى شيعه به رشته تحرير در آمده، خطا و صواب انعكاس يافته است. خلاصه آنكه هيچ كتابى را در جهان تشيع سراغ نداريم كه شيعه چنان به حقانيت و درستى آن دل بسته باشد و آنرا از اول تا به آخر، مبرا و پيراسته از هر خطا و كژى انگارد؛ جز يك كتاب و آن قرآن كريم است.
بنابراين احاديثى كه در كتب روايى شيعه آمده است، نمىتواند عليه مذهب شيعه يا بر هر شيعى به اين عنوان كه داراى مذهب شيعه است، حجت باشد و حديثى كه يك شيعه گردآورده است فقط عليه او بهعنوان يك فرد- نه بهعنوان انتسابش به تشيع- قابل احتجاج است. اين نتيجه طبيعى- براى هركس كه شايسته باشد- فتح باب اجتهاد است. اجتهاد، همانگونه كه در استخراج حكم از آيه يا روايتى نقش اساسى دارد، در تشخيص صحت يا ضعف سند نيز مدخليت تمام دارد. اگر بگوييم: اعتقاد به وجود كذب و جعل بين احاديث، يكى از واقعيتهاى انكارناپذير ميان اهل اسلام- بدون فرق بين مذاهب مختلف- است؛ به اندازهاى كه صاحبان تمام فرق اسلامى بر آن اتفاق دارند، سخنى از روى گزافه نگفتهايم».[١]
دكتر محمد تيجانى سماوى مىگويد: «اگر تمام شهرهاى اسلامى در شرق و غرب و شمال و جنوب جهان اسلام را زير پا بگذاريم و تمام مراكز دنيا را از نظر
[١] . مجله رسالة الاسلام، منتشره از سوى دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه، قاهره، سال يازدهم، شماره ٤٤، ص ٣٨٥- ٣٨٢.