تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٢ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
كشى (از بزرگان قرن چهارم) در شرححال بزنطى آورده است. كشى آورده است كه بزنطى مىگويد: «هنگامى كه مزدوران هارون امام كاظم را دستگير نمودند و به قادسيه آوردند من در قادسيه بودم. امام عليه السّلام مصحفى را برايم فرستاد. آن را گشودم.
ناگهان چشمم به سوره بيّنه افتاد. مطالبى را در آن ديدم و به ذهن سپردم. مسافرى نزدم آمد كه دستمال و گل و مهرى داشت. گفت: مصحف را بياور، مصحف را برايش آوردم. او مصحف را ميان دستمال گذاشت و بر آن گلى نهاد و آن را مهر كرد.
پس از آن، همه آنچه را به ذهن سپرده بودم فراموش كردم و هرچه كوشيدم حرفى از آن را ياد كنم نتوانستم».[١]
اگر اين حديث را با حديث كلينى مقايسه كنيم پارهاى از ابهامات هردو برطرف مىشود؛ زيرا آنچه را در سوره (لم يكن: بينه) ديده است، نام هفتاد مرد از قريش، همراه نام پدرانشان بوده است و در واگذارى مصحف به او از طرف امام عليه السّلام بيم آن بوده است كه اين مصحف به دست عمال هارون بيفتد و به همين دليل، امام عليه السّلام او را از بيم فتنه، از نگريستن در آن بازداشت، اما او با فرمان امام مخالفت نمود و در آن نگريست و پس از آن، وقتى معلوم شد كه او امانتدارى نكرده است، امام عليه السّلام كسى را براى استرداد مصحف نزد او فرستاد.
بههرحال، شايد نامهايى كه او پنداشته در مصحف ديده است، نام سران قريش بوده است كه يا بر كفر مردند يا از روى اكراه ايمان آوردند و پس از حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقش اساسى را در مقدرات مسلمانان بازى كردند. اين نامها شرح و تفسير «الذين كفروا» و مصاديق آن بوده و بىترديد در حاشيه مصحف نگاشته بوده است؛ چنانكه در بيان ويژگىهاى مصحف امير مؤمنان، على عليه السّلام در جلد اول التمهيد آوردهايم.
محدث نقاد، مولى محسن فيض مىگويد: «شايد مراد اين باشد كه او اين نامها را- كه در مصحف به انگيزه تفسير عبارت «الّذين كفروا» و براساس وحى نگاشته شده بود- ديده است. نه آنكه اين نامها جزو قرآن بوده باشد».[٢]
خلاصه كلام آنكه: اين حديث از جمله مرسلات است و قابل استناد نمىباشد.
[١] . رجال كشى، ص ٤٩٢، شماره ٤٨١.
[٢] . الوافى، مجلد دوم، ج ٥، ص ٢٧٣.