تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦ - تحريف در اصطلاح
٦. تحريف به زيادت (فزونى)؛ به ابن مسعود و برخى ديگر از صحابه نسبت مىدهند كه ايشان جهت روشن ساختن و رفع ابهام از لفظ آيه، چيزى را به متن قرآن مىافزودند. البته ايشان آن اضافات را جزو قرآن نمىدانستند. چنين كارى اگر موجب اشتباه نشود و شرط مذكور رعايت گردد مانعى ندارد. نظير آن، زيادتهايى است كه براى تفسير آيه در پارهاى از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم السّلام مشاهده مىگردد.
به نظر نمىرسد كسى مدعى باشد فزونى در متن قرآن موجود انجام گرفته باشد جز عجارده (پيروان عبد الكريم بن عجرد از رهبران خوارج) كه سوره يوسف را جزو قرآن نمىدانند، زيرا مىپندارند اين سوره داستان عشق است و سزاوار نيست جزو وحى انگاشته شود،[١] ايشان گفتارهاى بىاساس ديگرى نيز دارند.[٢]
از جمله اشتباههاى ابن مسعود آن بود كه مىپنداشت معوذتان (سورههاى فلق و ناس) جزو سورههاى قرآن نيستند؛ بدين جهت مىگفت: «آنچه از قرآن نيست به آن نيفزاييد» و خود اين دو سوره را از مصحف پاك مىكرد.[٣]
٧. تحريف به كاستى كه خود بر دو قسم است: يا كاستى در قرائت صورت گرفته باشد؛ چنانكه از ابن مسعود روايت شده است كه چنين قرائت مىكرد: «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى وَ ... الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى» با اسقاط «ما خلق»[٤] و اعمش هم «حم سق» را با اسقاط «ع» مىخواند. گفته شده كه قرائت ابن عباس هم چنين بود.[٥] يا در متن فعلى قرآن حذفى صورت گرفته باشد؛ بدين معنا كه چيزى از قرآن اعم از يك حرف يا يك كلمه يا جملهاى كامل و يا آيه يا سورهاى افتاده باشد.
پيرامون هريك از اين موارد رواياتى در كتب روايى معتبر مثل صحاح سته و غير آن وارد شده است كه سابقا بدان اشارت رفت[٦] و تفصيل آن خواهد آمد.
[١] . شهرستانى، الملل و النحل، ج ١، ص ١٢٨، اما اين نسبت نزد ابو الحسن اشعرى ثابت نشده است. او مىگويد:
« از آنان حكايت شده هرچند براى ما ثابت نشده كه: سوره يوسف از قرآن نيست». ر. ك مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ١٧٨.
[٢] . همان.
[٣] . ليل ٩٢: ٣- ١. ر. ك: فتح البارى، شرح بخارى، ج ٨، ص ٥٧١.
[٤] . صحيح بخارى، ج ٦، ص ٢١١ و ج ٥، ص ٣٥.
[٥] . مجمع البيان، ج ٩، ص ٢١.
[٦] . در جلد اول التمهيد.