تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤ - تحريف در اصطلاح
قرآن دخالت دهد؛ كه طبرسى- پيشتر- از آن به سوءتأويل- كه بهمعناى لغوى تفسير به رأى نزديك است- تعبير كرده بود. قرآن تحريف را- چنانكه خواهد آمد- فقط به همين معنا (تحريف معنوى) به كار برده است.
٢. تحريف موضعى؛ بدين معنا كه ثبت آيه يا سوره برخلاف ترتيب نزول آن باشد، اين امر در آيات، بسيار كم است اما- همانگونه كه در جلد اول التمهيد شرح دادهايم- ثبت سورهها در ساختار قرآن، برخلاف ترتيب نزول آن بوده است.
٣. تحريف در قرائت قرآن؛ يعنى كلمهاى برخلاف قرائت متداول بين عموم مسلمانان تلاوت گردد، نمونه آن اكثر اجتهاداتى است كه قاريان براى به كرسى نشاندن قرائاتى كه هيچ پيشينهاى در صدر اسلام نداشته و ساخته و پرداخته خود آنان است، به كار مىگيرند؛ كارى كه از نظر ما جايز نيست؛ زيرا قرآن همانگونه كه در حديث شريف آمده است واحد بوده و از نزد خداى واحد و يگانه نازل شده است.[١] از اين مطلب، در جلد دوم التمهيد ياد كردهايم.[٢]
٤. تحريف در نحوه اداى كلمات؛ مثل لهجههاى قبايل عرب كه به هنگام تكلم در نحوه حركات و اداى يك حرف يا كلمه باهم اختلاف داشتند. اين اختلاف مادامى كه بناى اصلى كلمه فرو نپاشد و معنايش دگرگون نگردد، رواست و ما حديث احرف سبعه را- بر فرض صحت سند- بر معناى اختلاف لهجههاى عرب در نحوه اداى كلمات و حروف حمل مىكنيم. حتى اگر لهجهاى عربى نباشد، مشمول اين حديث است؛ چه اينكه براساس مفاد حديثى ديگر «فرشتگان آنرا با شكل و شمايل عربى بالا مىبرند»[٣] اما اگر اختلاف لهجه موجب لحن يعنى خطا شد و با قواعد عربى سازگار نبود مجاز نيست؛ زيرا خداوند مىفرمايد: «قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ؛[٤] قرآن عربى، بىهيچ كژى» و ما به حكم: «تعلّموا القرآن بعربيّته؛[٥] قرآن را با عربيّتش فرا بگيريد» مأمور شدهايم كه آنرا به گونه عربى صحيح و درست تلاوت كنيم. دراينباره در جلد دوم التمهيد به تفصيل، سخن گفتهايم.
[١] . الكافى، ج ٢، ص ٦٣٠، شماره ١٢.
[٢] . التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٩٨- ٤٢. مترجم.
[٣] . وسائل الشيعه، ج ٤، ص ٨٦٦، شماره ٤.
[٤] . زمر ٣٩: ٢٨.
[٥] . وسائل الشيعه، ج ٤، ص ٨٦٥، باب ٣٠، شماره ١.