تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٤ - ٢٦ فاجعه كتاب الفرقان
پرداختن به امور دين و قرآن چكار؟ اينها سخنانى باطل و ادعاهايى بىاصل و اساس از زبان كوتهفكرانى- كه نمىدانند چه مىگويند و از مسؤليت امانت كلام غافلند- صادر شده است.
ابن خطيب اين داستان خيالى را از مصاحف سجستانى به روايت عباد بن صهيب از عوف روايت كرده است.[١] عباد نزد پيشوايان فن رجال متروك الحديث و متّهم به دروغ و جعل است. البته ابو داوود تنها كسى است كه به حديث او توجه كرده است.[٢]
امام حافظ محمد بن حيان مىگويد: «عباد قدرى و فراخواننده به قدر بوده است و با اين حال، احاديث ناشناختهاى را كه هر مبتدى اين صنعت هنگام شنيدن آن گواهى به ساختگى بودن آن مىدهد، از بزرگان روايت مىكند».[٣] از جمله اين روايات، همين حكايت مضحكى است كه ابن خطيب به آن اعتماد كرده و آن را همچون اصلى مسلّم در كتاب خود ارائه نموده است.
در آخر، قرائاتى را كه به صحابه منسوب است و برخلاف قرائت مشهور متداول بين مسلمين است يادآور مىگردد؛ در حالىكه اينگونه روايات با خبر واحد نقل شدهاند و حجيت ندارند و به همين دليل قابل اعتماد نيستند. متن قرآن به تواتر قطعى به اتفاق مسلمين ثابت شده است. چگونه مىتوانيم مخالف حديث متواتر را به صحابه نخست نسبت دهيم؛ در حالىكه ايشان از اصل متنى كه از دهان مبارك پيامبر شنيدهاند آگاهتر بودهاند. ما از ايشان بعيد مىدانيم كه با نصّ متواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مخالفت نموده باشند. اين نسبتى است دروغين كه مقام و مرتبه والاى صحابه با آن ناسازگار است؛ بهويژه قرائات نادرى كه به امير مؤمنان عليه السّلام نسبت دادهاند؛[٤] چون قرائت امروزين، همان قرائت امير مؤمنان عليه السّلام است كه به روايت حفص از عاصم از شيخش ابو عبد الرحمان سلمى و او- بر حسب آنچه در مبحث قرائات به تفصيل آورديم- از على عليه السّلام روايت كرده است.
[١] . ابو داوود سجستانى، المصاحف، ص ٤٩- ٥٠.
[٢] . ذهبى، المغنى، ج ١، ص ٣٢٦، شماره ٣٠٣٧.
[٣] . كتاب المجروحين من المحدثين و الضعفاء و المتروكين، ج ٢، ص ١٦٤.
[٤] . الفرقان، ص ١٠٦.