تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٥ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
مذمت ياد نكردهاند و تنها چيزىكه درباره او در دست است اين است كه او از نوادگان حمزه فرزند امام موسى بن جعفر عليه السّلام است. او از علويان بوده و ممكن است از شاگردان على بن ابراهيم قمى بوده باشد؛ پس همانگونه كه هويت شخص نخست و نسب او مجهول است ابو الفضل عباس علوى نيز در كتب رجال ناشناخته مانده است. بنابراين اسناد اين تفسير، بريده يا اصطلاحا مجهول است، و چنين تأليفى نزد ارباب حديث از درجه اعتبار ساقط است.
٦. الاستغاثه تأليف على بن احمد كوفى (م ٣٥٢)؛ نجاشى مىگويد: «او خود مدعى بود كه از آل ابو طالب است. در آخر عمر به غلوّ گراييد و مذهب او فاسد گشت. او كتب فراوانى نگاشت امّا بيشتر آنها كممايه و بىارج است. چنانكه شيخ آورده، اين كتاب (الاستغاثه) جزو اين دسته است. شيخ مىگويد: او امامى و در مسير صواب بوده است و كتابهاى خوبى از جمله كتب اوصياء و فقه به سبك كتاب مزنى را نگاشت؛ امّا در پايان به انحراف و تخليط دچار گشت و مذهب پنج تن را رواج داد و كتابى در غلو و تخليط تأليف كرد. نبشتارى نيز در اين زمينه دارد».
ابن غضائرى مىگويد: «دروغگو، غلوكننده و بدعتگزار بوده است. كتابهاى زيادى از او ديدم كه شايسته توجه نيست».
علامه مىگويد: «معناى تخميس نزد غلاة اين است كه سلمان فارسى و مقداد و عمار و ابو ذر و عمرو بن اميه ضمرى از طرف خداوند زمامدار مصالح جهان شدهاند». استاد ارجمند، آيت اللّه خويى مىگويد: «طريق شيخ به او، مجهول است».[١]
٧. احتجاج نوشته طبرسى؛ قبلا ياد كرديم كه اين كتاب با اين نام به طبرسى (طبرس در واقع معرّب تفرش است) منسوب است.[٢] اما اين طبرسى كيست؟ سيد محمد بحر العلوم در مقدمه اين كتاب شش تن از شخصيتهاى معروف را نام مىبرد كه محتمل است اين كتاب منسوب به آنان باشد:
١. ابو منصور، احمد بن على بن ابى طالب طبرسى (م ٦٢٠). سيد ابن طاووس در
[١] . معجم رجال الحديث، ج ١١، ص ٢٤٧- ٢٤٦.
[٢] . ر. ك: حاشيه تصحيح الاعتقاد، ص ١٢٦.