تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - پندار نسخ تلاوت
صريح قرآن به مخالفت برخاسته است، خط بطلان كشيدهاند و سند هيچيك از آنها را صحيح نمىانگارند، زيرا منزلت قرآن- كتاب استوار و پيراسته الهى- بالاتر از آن است كه احتمال تحريف در آن راه يابد.
بارى، ادعاى نسخ تلاوت، اشتباه است؛ اما توجيه اين اشتباه خود اشتباهى ديگر بلكه بدتر از اشتباه اول است، كه متأسفانه برخى از دانشمندان (انديشوران) اهل سنت مرتكب آن شدهاند.
پيشواى محقق و اصولى بنام، محمد بن احمد سرخسى يكى از اين افراد است كه با آنكه به شدت مسأله وقوع نسخ بعد از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را انكار مىكند، مسأله نسخ تلاوت را با اين توجيه كه امكان دارد قبل از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واقع شده،- اما از نظر صحابه نخستين مخفى مانده باشد- پذيرفته است. او مىگويد: «اما بيان نسخ تلاوت با باقى ماندن حكم- براساس سخن عالمان ما- چنين است: روزه كفاره قسم سه روز پىدرپى است؛ براساس قرائت ابن مسعود كه مىخواند: فصيام ثلاثة ايام متتابعات. اين قرائت تا زمان ابو حنيفه مشهور بوده است اما با روايات متواتر- همانگونه كه قرآن با آن ثابت شده- نقل نشده است. از طرفى در عدالت و وثاقت ابن مسعود هم شكى نيست؛ پس راهى نمىماند جز آنكه بگوييم قرآن با قرائت ابن مسعود تلاوت مىشده؛ آنگاه در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسخ شده است؛ بدينگونه كه خداوند آنرا از قلبها محو كرده اما در قلب ابن مسعود باقىمانده است تا با نقل او حكم آن باقى بماند، زيرا خبر واحد، عمل به آنرا ايجاب مىكند و قرائت ابن مسعود از روايتش كمتر نيست (پس اگر روايت او- هرچند جز واحد باشد- واجب العمل است، قرائت او هم واجب الاتباع است). بنابراين بقاى اين حكم پس از نسخ تلاوت بدين طريق بوده است».[١]
تكلف آشكار و توجيه دور از واقع در اين گفتار آشكار است:
اولا همه آنچه سرخسى براى اثبات مدعاى خود آورده تير به تاريكى افكندن است؛ چون بر گواه يا دليل قاطعى استوار نيست. از اينرو اين توجيه، تلاش
[١] . اصول سرخسى، ج ٢، ص ٨٠.