تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٢ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
قرائت كردهاند: «فلا يخاف عقبيها»؛[١] اين قرائت از امام صادق عليه السّلام نيز روايت شده است. ٥. كسائى و يعقوب و سهل: «وَ لا يُوثِقُ»[٢] را به فتح ثاء قرائت كردهاند و در روايتى از ابو قلّابه آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همين وجه قرائت نموده است. و نيز رواياتى از اين دست كه درباره قرائت قرآن از ائمه عليهم السّلام نقل شده است. اين دسته، چون اولا به طريق خبر واحد نقل شدهاند حجيت ندارند و ثانيا ارتباطى به مسأله تحريف اصطلاحى ندارند.
اينك بقيه رواياتى را كه از ديدگاه نورى دلالت بر تحريف دارد از نظر مىگذرانيم:
اين گروه شامل حدود دويست روايت است كه محدث نورى آنها را در فصل الخطاب از كتب معتبره نقل كرده و دليل بر وقوع تحريف در قرآن دانسته است. اين روايات، هفت دستهاند:
دسته اول؛ روايات تفسيرى كه به منظور توضيح آيه يا بيان شأن نزول يا تأويل آن و يا تعيين مصداقى از مصاديق بارزى كه آيه به عموم خود بر آن منطبق است، آمده است. عادت گذشتگان بر اين بوده كه شرح را با اصل درآميزند تا موارد ابهام آيه روشن گردد و امر بر كسى مشتبه نشود. اين نوع بخش عظيمى از اين روايات را در بر دارد. اكنون نمونههايى از آن را بيان مىكنيم:
١. ثقة الاسلام كلينى روايت كرده كه على عليه السّلام چنين قرائت كرده است: «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ؛[٣] و چون برگردد كوشش مىكند كه در زمين فساد نمايد و كشت و نسل را نابود سازد» و به دنبال آن آورده است: «بظلمه و سوء سيرته»؛[٤] براى آنكه سبب هلاكت را بيان كند، كه همانا ارتكاب ستم و بدرفتارى او نيت در تدبير امور بوده است.
٢. نيز همو در خصوص آيه شريفه «أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً؛[٥] اينان همان كسانى هستند كه خدا مىداند چه در دل دارند. پس، از آنان روى برتاب و [لى] پندشان ده، و با آنان سخنى رسا كه در
[١] . آيه چنين است:« وَ لا يَخافُ عُقْباها». شمس ٩١: ١٥.
[٢] . فجر ٨٩: ٢٦.
[٣] . بقره ٢: ٢٠٥.
[٤] . الكافى، ج ٨، ص ٢٨٩، شماره ٤٣٥.
[٥] . نساء ٤: ٦٣.