رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦٠٣ - مَهر
وبعد معلوم شود كه از آن طايفه نيست، زن مىتواند عقد را فسخ نمايد، بعد از دخول مهر را مالك مىشود اما قبل ازدخول مالك مهر نمىشود.
(مسأله ٢٦٣٢) اگر با زنى به اعتبار اينكه باكره است ازدواج كند، بعد معلوم شود كه باكره نبوده، نمى تواند عقد را فسخ كند، البته از مهر به مقدار تفاوت بين باكره وغير باكره، كم مىشود.
مَهر
(مسأله ٢٦٣٣) زن، با اجراى عقد، مهر را مالك مىشود و نصف آن به سبب طلاق يا وفات يكى اززوجين قبل از دخول، ساقط مىگردد و اگر دخول از دُبر باشد يا قُبل يا با انگشت بكارتش را بدون رضايت او از بين ببرد، مهر ثابت مىشود.
(مسأله ٢٦٣٤) اگر غير شوهر با زور، بكارت زن را از بين ببرد، چه با وطى باشد يا غير آن، مهرالمثل باكره بر عهده اوست.
(مسأله ٢٦٣٥) مهر مىتواند، عين يا دين يا منفعت باشد، غير شوهر مىتواند مهر را به عهده بگيرد. دراين صورت اگر شوهر قبل از دخول، طلاق دهد، نصف مهر بر عهده غير زوج است نه بر عهده شوهر.
(مسأله ٢٦٣٦) مهر از نظر كمى وزيادى محدوديت ندارد، ولى بايد معين شود، اگرچه با وصف يا مشاهده معلوم نباشد و اگر مهر را مدّت دار قرار دهند، واجب است كه مدت را اگرچه فى الجمله، تعيين كنند؛ مثل آمدن مسافر يا وضع حمل و مانند آن. اگر مدت كاملًا مبهم باشد؛ مثلًا بگويند تا آمدن مسافرى، عقد و مهر صحيح است، ولى مدت ساقط مىشود.
(مسأله ٢٦٣٧) اگر مهر را ذكر نكند، عقد صحيح است و با دخول مهرالمثل ثابت مىشود و اگر قبل از دخول او را طلاق دهد، مرد بايد با توجه به وضع اقتصادى خود مبلغى پول يا لباس و مانند آن، به او هديه كند و اگر زن تصريح كند كه مهرى ندارد مثلًا بگويد: «زوّجتك نفسى بلا مهر» و مرد بگويد: «قبلت» صحيح است و به چنين عقدى «تفويض بضع» گفته مىشود. اگر يكى از زن و شوهر قبل ازدخول بميرد يا به هر دليلى عقد را فسخ نمايد، مهر و هديهاى به زن تعلّق نمىگيرد.
(مسأله ٢٦٣٨) اگر زنى را به شبهه وطى كند، مهرالمثل تعلّق مىگيرد، چه وطى با عقد باطل