رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٩٨ - عقد متعه (ازدواج موقّت)
بميرد، به منزله عدم نكاح است و بر زن نگه داشتن عده لازم نيست. اين حكم در مرضهايى نيز كه چند سال طول مىكشد جارى است.
(مسأله ٢٦٠٣) ازدواج زن مؤمنه با مخالف مذهب جايز است، ولى كراهت دارد و احتياط ترك آن است و اگر ترس از گمراهى زن باشد، ازدواج حرام مىشود، امّا عكس آن جايز است، مگر اينكه ترس از گمراهى باشد. ازدواج با فاسق مكروه است و با شرابخوار، كراهت شديد دارد.
(مسأله ٢٦٠٤) نكاح شغار بنا بر احتياط واجب باطل است و آن اين است كه نكاح زنى را مهريه زن ديگر قرار دهد.
(مسأله ٢٦٠٥) تزويج هاشمى باغيرهاشمى، عربى باعجمى وبالعكس جايزاست.
(مسأله ٢٦٠٦) خواستگارى از زن شوهردار وزنى كه در عده طلاق رجعى است جايز نيست و خواستگارى از زنى كه در عده باين است جايز مىباشد، همچنين جايز نيست كه زنى را از شوهرش خواستگارى كنند، مگر اينكه زن بر شوهرش حرام مؤبد باشد يا نياز به محلل داشته باشد.
عقد متعه (ازدواج موقّت)
در عقد متعه، ايجاب از طرف زن مثل اينكه بگويد: «متعّتك» يا «زوّجتك» يا «انكحتك نفسى» وقبول از طرف مرد كه بگويد: «قبلت» وذكر مهر وذكر مدّت معين- مثل يك ماه، دو ماه، يك سال يا كمتروبيشتر- شرط مىباشد.
شخص مىتواند مدّت را بيشتر از عمر طبيعى قرار دهد و احكام عقد متعه بر آن جارى است.
(مسأله ٢٦٠٧) اگر ذكر مدّت را فراموش كند و زوجيت زن بدون مدّت لحاظ شود، عقد دائم منعقدمى شود.
(مسأله ٢٦٠٨) ازدواج موقّت با زن كافر غير كتابى جايز نيست، ازدواج موقت با دختر برادر و دختر خواهر بدون اجازه عمه و خاله صحيح نيست. مستحب است انسان با زانيه ازدواج موقت نيز نكند و چنانچه مشهور به زنا باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كند.
(مسأله ٢٦٠٩) ازدواج موقّت به عدد معينى محدود نمىشود، بنابراين ازدواج با بيشتر از چهار زن نيز جايز است، چنان كه مهر هم حدّ معيّنى ندارد و مىتواند عملى مانند دوختن لباس يا