رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٤٦ - شرايط قاتل
(مسأله ٣٢٧٣) اگر شاهد به آنچه موجب قتل است شهادت دهد، مانند ارتداد يك فرد، يا به اينكه اوقاتل نفس محترمى است و مانند اينها، يا چهار نفر شهادت دهند به آنچه موجب سنگسار است، مانند زنا، امّا بعد از جارى شدن حدّ ثابت شود كه شهادت آنها دروغ بوده است، در اين صورت شهود قصاص مىشوند، و حاكم شرع ضامن نيست. همچنين بر كسى كه عهده دار اجراى حدّ از قبيل كشتن وسنگساركردن بوده حدّى نيست. البته اگر كسى كه عهده دار كشتن است مىداند كه شهادت دروغ بوده است، در اين صورت او قصاص مىشود نه شهود.
(مسأله ٣٢٧٤) اگر بر شخصى جنايت كند و او را در حالت مرگ قرار دهد بطورى كه حيات مستقرى برايش باقى نماند، مثل اينكه فهم، شعور، توان سخن گفتن و حركت، اختيارى نداشته باشد، سپس شخص ديگرى او را ذبح كند، بر اوّلى قصاص است و بر دوّمى ديه ذبح ميّت.
امّا اگر حياتش مستقر باشد، دوّمى قاتل است، ولى اوّلى فقط جراحت وارد كرده چه جنايت اوّلى به گونهاى باشد كه منجر به مرگ مىشود، مانند پاره كردن شكم و امثال آن، يا منجر به مرگ نمىشود، مانند بريدن سر انگشت وامثال آن.
(مسأله ٣٢٧٥) هرگاه اعضاى مريض از انجام دادن وظايف طبيعى و حركتهاى زنده معمولى خود بازماند، امّا بواسطه دستگاه مصنوعى پزشكى قلب او را نگه دارند و به كمك دستگاه بتواند وظايفش را انجام دهد، بطورى كه اگر پزشك دستگاه را بر دارد فوراً مىميرد، در اين حالت برداشتن دستگاه از ديدگاه شرع جايز نيست. البته اگر دستگاه را بردارد ومريض بميرد قصاص وديه ندارد.
(مسأله ٣٢٧٦) اگر يكى دست شخصى را ببرّد و ديگرى پاى او را، در حالى كه هر دو قصد كشتن او را دارند، سپس يكى از آن دو عضو بهبود يابد، ولى عضو ديگر بهبود نيابد و به سبب سرايت آن بميرد، در اين صورت كسى كه جراحت او در آن عضو بهبود پيدا نكرده قاتل است وقصاص مىشود وكسى كه جراحتش بهبود يافته قصاص در عضو مىشود يا با جلب رضايت ديه مىدهد، اين ديه به اولياى قاتل داده نمىشود.
(مسأله ٣٢٧٧) اگر دو نفر به قصد كشتن، شخصى را با دو جراحت مجروح نمايند، بعد شخص مجروح به سبب سرايت جراحت بميرد، در اين صورت چنان چه يكى از آن دو نفر ادّعا كند كه جراحت ايجاد شده از سوى او بهبود پيدا كرده و ولى مقتول هم او را تصديق نمايد، امّا از آنجا كه