رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٤٧٥ - احكام احياى موات
(مسأله ٢٠٢٥) اگر چاهى را در زمين موات اصلى جهت احداث قنات، حفر كند، ظاهراً نسبت به اصل قنات ونسبت به زمينهايى كه آب قنات بعد از كامل شدن به آنها مىرسد، تحجير صدق مىكند وبراى ديگرى احياى آن زمينها جايز نيست.
(مسأله ٢٠٢٦) تحجير سبب حق اولويت است وملك آور نمىباشد، امّا با وجود اين منتقل كردن حق به ديگرى به بيع وغير آن بوسيله منتقل كردن متعلق آن مانعى ندارد.
(مسأله ٢٠٢٧) وقتى تحجير مانع احياى ديگران مىشود كه تحجير كننده بتواند به آبادانى واحياى آن اقدام كند، ولى اگر بخاطر مانعى مانند فقر يا ناتوانى از آماده نمودن اسباب احيا، نتواند احيا كند، جايزاست كه ديگرى آن را احيا كند. اگر شخص قدرت بر احيا داشته باشد ولى هدف او از تحجير استيلا و سيطره بر محلّ سنگ چينى شده باشد بدون اينكه فعلًا قصد احياى آن را داشته باشد، در اين صورت تحجير موجب حق اولويت نبوده، مانع از احياى ديگرى نمىشود.
(مسأله ٢٠٢٨) اگر بيش از آن مقدارى كه مىتواند احيا كند، تحجير نمايد، تحجير نسبت به مقداراضافه اثر ندارد.
(مسأله ٢٠٢٩) اگر كسى كه توانايى احيا ندارد، زمين موات را تحجير كند، حقى براى او ايجادنمى شود تا بتواند آن را به ديگرى به صلح يا هبه يا بيع و ماننداينهامنتقل كند.
(مسأله ٢٠٣٠) در تحجير مباشرت معتبر نيست، بلكه انسان مىتواند براى آن وكيل و اجير بگيرد و حقى كه به سبب كار وكيل و اجير بوجود مىآيد براى موكّل و مستأجر است نه براى وكيل واجير.
(مسأله ٢٠٣١) اگر شخصى تحجير را به نيابت از ديگرى انجام دهد سپس او نيابت را اجازه دهد، حقى براى منوب عنه ثابت نمىشود.
(مسأله ٢٠٣٢) اگر آثار تحجير بخاطر كوتاهى تحجير كننده از بين برود جايز است كه ديگرى آن را احيا كند، ولى اگر بخاطر اهمال وسهل انگارى او نباشد بلكه بدون اختيار او بوده، مثل اينكه طوفان يامانند آن آثار تحجير را از بين برده باشد، در اين صورت حق او ازبين نمى رود.
(مسأله ٢٠٣٣) لازم است تحجيركننده بعد از تحجير به آبادكردن واحيا مشغول گردد و چنانچه اهمال نمايد واحيا را ترك كند تا اينكه مدّتى طول بكشد، ديگرى مىتواند آن را احيا