رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٢٥٧ - شرايط وجوب روزه
فرد ديگر قابل تحمل نمىباشد وفرقى نيست كه مكلف به ضرر مطمئن باشد يا گمان واحتمال آن را بدهد، به شرطى كه گمان واحتمال باعث ترس بر نفس شود. پس با احتمال يا گمانى كه سبب ترس ضرر نباشدنمى تواند افطار كند، مگر از گفته پزشك ماهر ومطمئن بعد از معاينه اطمينان حاصل كند، كه در اين صورت مىتواند روزه را بخورد.
(مسأله ١٠٥٥) ضعف اگرچه فراوان باشد مجوز براى افطار روزه نيست، مگر آنكه حرجى باشد كه در اين صورت افطار جايز است و بعداً قضا نمايد. همچنين اگر ضعف، مكلف را از كاركردن و تأمين زندگى باز دارد به نحوى كه در حالت روزه نتواند كار كند و يا در ايام روزه نتواند كار ديگرى را اختيار كند يا نتواند كار خود را تا پايان ماه رمضان به تأخير بيندازد يا اصلًا پولى ندارد تا در ايام ماه رمضان كارنكند و روزه بگيرد، در تمام صورتهاى ذكر شده روزه واجب نيست، ولى بنابر احتياط لازم به مقدارضرورت بخورد يا بياشامد و بيشتر از آن را امساك نمايد.
(مسأله ١٠٥٦) اگر به اعتقاد اينكه ضرر ندارد روزه بگيرد و بعد خلاف آن معلوم شود، ظاهراً روزهاش باطل است، و اگر با اعتقاد اينكه روزه ضرر دارد يا بيم ضرر آن را داشته باشد، روزه بگيرد روزهاش باطل است مگر آنكه قصد قربت از او واقع شده باشد، مثل آنكه نداند كه بيمار مكلف به روزه نيست، پس اگر بعد معلوم شود كه روزه براى او ضرر نداشته است، روزهاش صحيح است.
(مسأله ١٠٥٧) در دو صورت روزه دار مىتواند به گفته پزشك روزهاش را بخورد: يكى آنكه گفته پزشك اضطراب و ترس ضرر را پديد آورد، و ديگر آنكه پزشك حاذق و مورد اطمينان باشد و بيمار به خطاى او مطمئن نباشد. و در غير اين دو صورت جايز نيست به گفته پزشك افطار كند. و اگر پزشك بگويد روزه ضرر ندارد و مكلف ترس آن را داشته باشد، بايد افطار كند.
(مسأله ١٠٥٨) اگر بيمار قبل از ظهر خوب شود و مبطلى انجام نداده باشد و نيت روزه نمايد، روزه اوصحيح نيست و با امساك از خوردن و آشاميدن مرتكب گناهى نشده است، بلكه بايد بقيه روز را امساك نمايد مگر در صورتى كه در ساعتهاى اول روز قصد كند دارويى را كه لازم است بخورد اما اهمال كند ودارو را نخورد تا اينكه شفا پيدا كند، در اين حالت مىتواند بخورد و بياشامد.