رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٩٥ - ٢- رضاع
رضاعى مرد مىشودومانند مادر زن نسبى بر او حرام است. امّا اين عناوين با تحقق ملازم آنها از طريق نسب، محقق نمىشود، مثلًا مادر مادر فرزند در نسبى حرام است امّا در رضاعى حرام نيست.
(مسأله ٢٥٨٢) از آنچه گذشت روشن مىشود بچهاى كه شير زن ديگر، غير از مادرش را خورده، نمى تواند با اولاد نسبى ورضاعى صاحب شير واولاد نسبى شيردهنده از دواج كند؛ امّا اولاد رضاعى شيردهنده بر او حرام نيستند، مگر اينكه با آنها از شيرى كه متعلق به يك مرد است، خورده باشد.
(مسأله ٢٥٨٣) اگر زنى، پسر دخترش را از شير شوهرش شير دهد، دختر بر شوهر خود حرام مىشودو نكاح آنان باطل مىگردد، چه شيردهنده جدّه پسر يا زن ديگر آن مرد باشد. همچنين اگر جدّه پسر از شير مرد ديگر او را شير دهد، باز دختر او بر شوهر خود حرام مىشود.
(مسأله ٢٥٨٤) اگر كسى با دختر شيرخوارى ازدواج كند وزن بزرگش او را شير دهد، چنانچه به زن دخول كرده باشد، هر دو بر مرد حرام مىشوند و فرقى نمىكند از شير شوهر به او داده باشد يا شير مردديگر؛ امّا اگر دخول نكرده باشد، بلكه با جذب يا از طريق ديگر از او باردار شده، فرزند به دنيا آورد، چنانچه از شير شوهر به او بدهد، هر دو بر آن مرد حرام مىشوند، ولى اگر شير از مرد ديگرى باشد، تنها زن بزرگ حرام مىشود، نه زن كوچك و بنابر احتياط اگر از زن بزرگ بدون دخول جدا شده باشد عقدرا تجديد نمايد.
(مسأله ٢٥٨٥) اگر مرد، دو زن بزرگ ويك زن كوچك دارد ويكى از آنها زوجه صغيره را با نصاب كامل شير دهد، سپس زن ديگر نيز به همان مقدار شير دهد، زن اوّلى وزن صغيره حرام مىشوند.
(مسأله ٢٥٨٦) اگرمردى بادودختر صغيره ازدواج نمايد وزن بزرگش با شير او آن دو را شيردهد، همه آنها حرام مىشوند؛ چه با هم شير داده باشد يا به ترتيب و اگر با شير مرد ديگر شير داده باشد و زن كبيره مدخول بها باشد، باز همه حرام مىشوند.
(مسأله ٢٥٨٧) اگر پسر صغيرش را با دختر صغير برادرش تزويج نمايد، سپس جده آنها پسر يا دختر را شير بدهد، نكاح آنها فسخ مىشود.
(مسأله ٢٥٨٨) اگر كسى دو زن داشته باشد يكى بزرگ و ديگرى كوچك، و مادر زن بزرگ، زن كوچك را شير دهد، نكاح هر دو فسخ مىشود.