رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٣٢ - ١٥- محاربه (جنگيدن)
دست او بريده مىشود. ولى اگر مقصود او از بلعيدن اين بوده كه مال را تلف كند در اين صورت ضامن است امّا دستش بريده نمىشود.
١٤- فروش انسان آزاد
(مسأله ٣٢٠٤) اگركسى انسان آزادى را بفروشد، كوچك باشد يا بزرگ، مرد باشد يا زن، بريدن دست او از اشكال خالى نيست ولى بعيد نيست كه بريده نشود.
١٥- محاربه (جنگيدن)
(مسأله ٣٢٠٥) هر كس براى ترساندن مردم سلاح بكشد، از شهر و ديارش تبعيد مىشود و هر كس سلاح بكشد و كسى را مجروح كند، اوّل او را قصاص مىكنند، سپس از شهر و وطنش تبعيد مىسازند، و هر كس سلاح بكشد و مال كسى را بگيرد دست و پايش را مىبرند و هركس سلاح بكشد و مال كسى را بگيرد و مرتكب ضرب و جرح هم بشود ولى مرتكب قتل نشود، در اين صورت امام عليه السلام مخيّر است او را بكشد يا دار بزند يا دست و پايش را ببرّد. هركس بجنگد و مرتكب قتل شود ولى مال كسى را نگرفته باشد بر امام عليه السلام لازم است كه او را بكشد. هر كس بجنگد و مرتكب قتل گردد و مال كسى را هم گرفته باشد بر امام عليه السلام لازم است كه دست راست او را به جهت سرقت ببرّد و بعد او را به اولياى مقتول بسپارد و آنها بعد از گرفتن مال، وى را به قتل مىرسانند. چنانچه اولياى مقتول شخص محارب را عفو نمايند بر امام عليه السلام لازم است كه او را به قتل برساند، ولى اولياى مقتول حق ندارند از محارب ديه بگيرند و او را رها نمايند.
(مسأله ٣٢٠٦) مالى را كه شخص محارب مىگيرد بين اينكه آن مال به حدّ نصاب برسد يا نرسد فرقى نيست.
(مسأله ٣٢٠٧) هرگاه محارب براى بدست آوردن مال، كسى را به قتل برساند ولى مقتول حق دارد به عنوان قصاص او را به قتل برساند، در صورتى كه مقتول كفو او باشد و چنانچه ولى او را عفو كند، امام عليه السلام به عنوان حدّ او را به قتل مىرساند هرچند كفو نباشد. بنابراين قصاص بر او نيست امّا به عنوان حدّ به قتل مىرسد.
(مسأله ٣٢٠٨) براى ولىّ جايز است كه بدل از قصاص كه حق اوست ديه بگيرد، ولى براى او