رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٨٠٨ - ديه منافع اعضاء
سوّم: نور دو چشم؛ ديه از بين رفتن نور دو چشم ديه كامل است و اگر نور يكى از دو چشم ازبين برود نصف ديه است و چنان چه مجنى عليه ادّعا كند كه بينايىاش كاملًا از بين رفته و جانى هم او راتصديق نمايد ديه به گردن جانى است، ولى اگر جانى ادّعاى او را نپذيرد يا بگويد: «نمىدانم»، مجنى عليه مورد امتحان قرار مىگيرد، به اين ترتيب كه دو چشم او در مقابل نور قوى مثل آفتاب و مانند آن قرارداده مىشود و چنان چه نتواند چشمهاى خود را باز نگهدارد، او دروغگو است، ولى اگر چشمهاى او بازبمانند راستگو بوده، مستحق ديه مىباشد، البته با قسم خوردن. امّا اگر بينايى بعد از مدّتى برگردد و معلوم شود كه از اوّل بينايى نرفته بوده ديه ندارد، بلكه در آن ارش است، ولى اگر معلوم نگردد در آن ديه مىباشد.
(مسأله ٣٥٦٧) اگر جانى و مجنى عليه در برگشتن بينايى و برنگشتن آن اختلاف نمايند و چنان چه جانى بر آنچه كه ادّعا مىكند بيّنه بياورد مشكل حلّ مىشود و در غير آن قول مجنى عليه با قسم پذيرفته مىشود.
(مسأله ٣٥٦٨) اگر مجنى عليه ادّعا كند كه يكى از دو چشمش ناقص گرديده ولى جانى ادّعاى او را انكار نمايد يا بگويد: «نمىدانم»، در اين صورت مجنى عليه مورد امتحان و آزمايش قرار مىگيرد به اين ترتيب كه چشم ناقص او با چشم ديگرش كه سالم است مقايسه مىشود و علاوه بر اين مجنى عليه بايد براى اثبات مدّعاى خود قسامه بياورد. بنابراين اگر ادّعا كند كه يك ششم (٦/ ١) بينايىاش از بين رفته، بعد از آنكه خودش به تنهايى قسم خورد به او ديه مىدهد، ولى اگر ادّعا كند كه يك سوم (٣/ ١) بينايىاش از بين رفته در اين صورت خودش به همراه يك مرد قسم مىخورد، امّا اگر ادّعا كند كه نصف بينايىاش از بين رفته بايد خودش به همراه دو مرد قسم بخورد و اگر ادّعا كند كه دو ثلث (٣/ ٢) بينايى وى از بين رفته بايد خودش همراه سه نفر ديگر قسم بخورند و چنان چه ادّعا كند كه چهار پنجم (٥/ ٤) بينايىاش از بين رفته بايد خودش همراه چهار نفر ديگر قسم بخورند، امّا اگر ادّعا كند كه بينايىاش كاملًا از بين رفته بايدخودش همراه پنج نفر قسم بخورند و اگر ادّعا كند كه هر دو چشمش ناقص شده و بينايىاش را از دست داده، در اين صورت چشم او با چشم كسى مقايسه مىشود كه معمولًا از نظر سنّ و سال با او يكى است.
(مسأله ٣٥٦٩) چشم در روز ابرى مورد مقايسه قرار نمىگيرد، همچنين در زمينى كه جهاتش از نظرپستى و بلندى باهم اختلاف دارند و نظاير آنها از چيزهايى كه مانع شناخت حال طرف