رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٢٢٣ - نماز مسافر
شهرباشد يا اطراف شهر باشد، چنانچه به حد مسافت شرعى برسد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله ٩٠٨) بايد موقع حركت قصد مسافت نمايد، پس اگر مكانى را كه كمتر از آن است قصد كندوبعد از رسيدن به آنجا جاى ديگرى را قصد نمايد كه آن نيز كمتر از مسافت شرعى است- اگرچه مجموع آن از مسافت شرعى بيشتر باشد- نماز را بايد تمام بخواند. امّا اگر در برگشت هشت فرسخ باشد، نمازرا شكسته بخواند، بنابراين كسى كه دنبال گمشده يا بدهكار يا فرارى مىرود، نمازش رابايد تمام بخواندمگر آنكه در بين راه قصد پيمودن هشت فرسخ در رفتن يا رفتن و برگشتن را كند كه در اين صورت بايدشكسته بخواند و در تحقق قصد داشتن يقين به پيمودن مسافت شرعى كافى است.
(مسأله ٩٠٩) اگر كسى به اندازه كمتر از چهار فرسخ از شهر بيرون برود و قصدش اين هست كه اگر رفيق پيدا كرد، سفر هشت فرسخى برود و اگر پيدا نكرد، نرود يا سفر را مشروط به امرى كند كه دست يابى به آن معلوم نيست، بايد تمام بخواند اما اگر اطمينان دارد كه رفيق پيدا مىكند يا امر مشروط قابل دسترسى است، بايد شكسته بخواند.
(مسأله ٩١٠) اگر شخصى كه تابع ديگرى است- مانند همسر، خدمتكار واسير- بداند كه متبوع او قصد پيمودن مسافت شرعى را دارد و تا آخر مسير، متبوع را همراهى مىكند بايد نماز راشكسته بخواند، ولى اگر در قصد متبوع شك دارد، بايد نمازش را تمام بخواند. اگر در بين راه متوجه نيت متبوع خود شود و باقى مانده مسير به اندازه مسافت شرعى باشد بايد نماز را شكسته بخواند و درغير آن بايد تمام بخواند.
(مسأله ٩١١) كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، چنانچه پيش از رسيدن به چهار فرسخ، قصدجدا شدن را دارد يا در جدا شدن خود، شك دارد، بايد نماز را تمام بخواند. همچنين است، اگر قصدجدا شدن متوقف بر امرى است كه احتمال حصول آن امر را مىدهد. اگر كسى قصد سفر كند و احتمال عقلايى بدهد كه مانعى براى سفر او پيش مىآيد- و لو بعدا مانع رخ ندهد- بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله ٩١٢) كسى را كه بدون اختيار به سفر برود مثل اينكه در قطار يا كشتى انداخته شود تا آخر سفرببرد، چنانچه بداند كه به حد مسافت شرعى مىرسد ظاهراً بايد نماز را شكسته بخواند.
دوم: آنكه قصد استمرار سفر را داشته باشد، پس چنانچه از قصد خود پيش از رسيدن به