رساله توضيح المسائل - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٤٧٤ - احكام احياى موات
روزقيامت مىبخشد». در دسته چهارم از روايات آمده: «از ما نيست كسى كه نسبت به همسايهاش حسن همجوارى ندارد».
(مسأله ٢٠١٩) مستحبّ است در صورت نياز همسايه، براى گذاشتن چوب روى ديوار اذن بدهد و چنانچه اذن داد، مىتواند قبل از ساختمان بر آن وهمچنين بعد از ساختمان از تصميم خود برگرددچنانچه برداشتن چوب ضرر نزند وگرنه ظاهراً برداشتن جايز نيست.
(مسأله ٢٠٢٠) اگر دو نفر ديوارى را ادّعا كنند كه در اختيار هيچكدام نيست، ديوار مال كسى است كه قسم بخورد و اگر هر دو قسم بخورند مال هر دو است، امّا اگر هر دوسكوت نمايند نوبت به قرعه مىرسد، ولى اگر ديوار به ساختمان يكى متصل باشد، مال اوست چنانچه قسم بخورد.
(مسأله ٢٠٢١) اگر مالك طبقه بالا با مالك طبقه پايين اختلاف كنند، قول مالك طبقه پايين در ديوارخانه و قول مالك طبقه بالا در سقف و ديوار اتاق و پلكان مورد قبول است و انبارى زير پلّه، بعيدنيست كه مال مالك طبقه پايين باشد و راه پله مال هر دواست و بقيه مال پايينى است.
(مسأله ٢٠٢٢) براى همسايه جايز است كه شاخههاى درخت همسايه را از ملكش برگرداند، امّا اگربرگرداندن آن ممكن نباشد، با اذن مالك، آن را قطع بكند و چنانچه مالك اذن ندهد، حاكم اورا بر اين كار مجبور مىكند.
(مسأله ٢٠٢٣) اگر كسى كه سوار حيوان است با كسى كه افسار آن در دست او است يا مالك طبقه پايين با همسايه در مورد اتاقى كه درب آن به سمت همسايه باز مىشود اختلاف كنند، قول سوار ومالك طبقه پايين با قسم خوردن مقدم است، چنانچه بيّنه در بين نباشد.
(مسأله ٢٠٢٤) در تملك زمين موات معتبر است كه ديگرى آن را تحجير [سنگ چينى] نكرده باشد، ولى اگر كسى زمين موات را تحجير كرده، چنانچه ديگرى بخواهد بدون اذن او آن را احيا كند، براى اوحقى در آن زمين ايجاد نمىشود. تحجير به هر چيزى كه به اراده احيا دلالت كند، از قبيل گذاشتن سنگ در اطراف زمين، كندن چاه، حفر كردن چاهى از چاههاى قنات كهنه و مخروبه تحقق مىيابد، كه نسبت به بقيه چاههاى قنات تحجير است بلكه نسبت به زمينهاى مواتى كه بعد از جريان آب از آب آن چاهها آبيارى مىشود نيز تحجير است و جايز نيست كه ديگرى آن را احيا كند، خلاصه تحجير فقط موجب حق اولويت است، چنانچه مقدّمه براى احيا وشروع در آن باشد نه بطور مطلق.