تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٤ - سوره الفيل(١٠٥) آيات ١ تا ٥
نيست كه اين آيه از اعظم آيات داله و معجزات قاهره است بر كمال قدرت او سبحانه چه مرغان ضعيف را امر كرد تا سنگهاى گلين را كه مقدار عدسى بود بر سر ايشان انداختند و همه بسبب آن هلاك گشتند و اين تنبيه است بر وجوب معرفت او سبحانه و دلالت واضحه بر ظهور پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چه آن حضرت در آن سال متولد شد چنان كه گذشت و در اين حجت لايحه ايست و بينه، قاصمه و ظهور فلاسفه و ملاحده را و الزام منكران آيات خارقه عادات ايشان چه ايشان را ممكن نيست نسبت دادن امر اصحاب فيل بطبع و غير آن هم چنان كه نسبت مىدهند صيحه و ريح عقيم و خسف و غير آن را از عذابى كه بر امم ماضيه واقع شد بطبع و دهر زيرا كه از جمله بديهيات است كه ارسال طيور باحجار معده براى هلاكت جماعت معينه دون غير ايشان بر طريقى كه مذكور شد از اسرار طبيعت روزگار نيست كه هر كه اندك عقلى و دركي دارد بيقين ميداند كه اين از فعل او سبحانه است كه مسبب اسباب و مذلل صعاب است نه از فعل غير او و اين واقعه بر كيفيت مذكوره از مسلميات جميع مسلم و كافر است و هيچكس نيست كه انكار او كرده باشد يا كند و بتواتر ثابت گشته كه چون پيغمبر اين سوره را بر اهل مكه خواند هيچكس انكار او ننموده و همه تصديق او كردند با وجود شدت حرص ايشان بر تكذيب آن حضرت و اعتناء ايشان بر رد قول او و ايشان قريب العهد بودند باصحاب فيل پس اگر اين واقعه نزد ايشان حقيقتى و اصلى نمىداشت البته انكار و جحود ميكردند و بجهت حقيقت و صحت اين قضيه است نزد ايشان كه آن را تاريخ ساختهاند هم چنان كه بناى كعبه و موت قصى و غير آن را تاريخ گردانيدهاند و أكثر شعراى ايشان اين قضيه را در سلك نظم كشيدهاند، و از آن جمله امية بن ابى صلت در قصيده خود گفته كه:
|
إنّ آيات ربّنا بيّنات |
ما يماري فيهنّ إلّا الكفور |
|