تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٦ - سوره التكاثر(١٠٢) آيات ١ تا ٨
ابن حسام گفت آب سرد در حالت تشنگى خوردن شكر را از ميان جان بيرون آورد، و در روايت آمده كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين آيه را تلاوت فرمود و گفت هر كه را نان گندم باشد و آب سرد و نشيمنى كه در آنجا متوطن شود روز قيامت او را از اين سه چيز سؤال كنند، ابن عباس فرمود كه از عمر خطاب شنيدم كه گفت روزى من و ابو بكر گرمگاه از خانه بيرون آمديم و نزد رسول صلّى اللَّه عليه و آله رفتيم.
و هر دو گرسنه بوديم ساعتى بنشستيم در خدمت آن حضرت و بعد از آن اظهار گرسنگى كرديم حضرت فرمود كه هيچ قوة داريد كه باين خرما ستان رويم و اشاره بخرماستان ابو الهيثم بن التيهان كرد گفتيم بلى شايد كه آنجا طعامى يابيم پس حضرت برخاست و ما باتفاق او آمديم تا بدر آن باغ رسول صلّى اللَّه عليه و آله سه بار سلام كرد ابو الهيثم حاضر نبودهام الهيثم جواب نداد رسول سلام را زياده گردانيد جواب نشنيد خواست كه باز گردد ام هيثم در بگشود گفت يا رسول اللَّه آواز مبارك تو مىشنيدم و جواب نميدادم تا سلام را زياده كنى و بجهت آن خير و بركت ما بيفزايد رسول احوال ابو الهيثم پرسيد گفت بطلب آب رفته در آئيد و بنشينيد كه هزار سلام و صلوة خدا بر تو باد پس ما بر زير درختى از درختان خرما بساط بينداختيم و نشستيم تا ابو الهيثم آمد چون رسول را ديد خرم و خوشحال گشت و پارهاى از خرما قطع كرده پيش رسول آورد و ما بخوردن آن مشغول شديم ابو الهيثم بنان پختن مشغول شد و بعد از آن خواست كه گوسفند بكشد رسول نگذاشت پس قيلوله كرديم چون بيدار شديم طعامى پخته بود بخورديم و آب سرد بر بالاى آن نوشيديم رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حق سبحانه در روز قيامت از اين سايه و آب سرد و طعام سؤال كند پس اين آيه تلاوت فرمود كه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ابن عباس گفت كه چون اين آيه آمد صحابه گفتند يا رسول اللَّه ما را از كدام طعام خواهند پرسيد كه نان جو اينقدر نمييابيم كه شكم را سير كنيم حق سبحانه وحى فرستاد بوى كه بايشان بگو كه نه نعلين در پاى داريد و آب سرد مياشاميد و در سايه مىنشينيد؟
و بروايت ديگر مرويست از ابن عباس كه اين نعمت صحت و سمع و بصر و قلبست كه حق سبحانه بنده را از آن پرسد كه بآنها چه كردى و بچه مشغول ساختى كما قال اللَّه تعالى إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا و محمد بن كعب فرمود كه مراد از اين نعيم نبوت حضرت رسالت است كه رحمت تامه و نعمت شامله است بر همه عالميان كما قال يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها پس همه را از ملت و دعوت و اتباع سنت خواهند پرسيد، و از امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كردهاند كه مراد باين نعمت ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است كه تماميت نعمت بآنست و بيان آن اين است كه وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي و عياشى باسناد خود روايت كرده كه ابو حنيفه كوفى معنى اين آيه را از ابو عبد اللَّه عليه السّلام پرسيد فرمود
ما النعيم عندك يا نعمان
اى