تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٥ - سوره التكاثر(١٠٢) آيات ١ تا ٨
كه در آن در آئيد، و شبههاى نيست كه علم بمشاهده اعلى مراتب يقين است و اظهر آنست كه اين تأكيد اول است بجهت تغليظ در تهديد و زيادتى تهويل بر طريق رؤيت سابق، و گويند اول معرفت است و دوم ابصار.
(٨)- ثُمَّ لَتُسْئَلُنَ پس هر آينه پرسيده شويد يَوْمَئِذٍ در آن روز بوقت محاسبه عَنِ النَّعِيمِ از نعمتهايى كه بدان مشغول شديد و از عبادت دست كشيديد، خطاب مخصوص است بهر كه شغل دنيا او را از امر دين باز دارد و نعيم مخصوص بآنچه شاغل منعم باشد از امر آخرت بجهت قرينه عاليه و نصوص كثيره كقوله تعالى قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ. و كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ و از حسن مرويست كه لا يسئل عن النعيم الا اهل الجحيم و گويند هر دو بر عموم خوداند زيرا كه هر كسى را از شكر نعمت سؤال خواهند كرد پس معنى آنست كه اى معاشر مكلفان پرسيده خواهيد شد از هر نعمتى كه بشما دادهاند و اين قول اكثر مفسران است و از قتاده مرويست كه (إن اللَّه يسئل كل ذى نعمة عما انعم عليه) حق سبحانه و تعالى سؤال خواهد كرد از هر صاحب نعمتى كه نعمت بر او انعام كرده باشد، و از سعيد بن جبير مرويست كه نعيم مأكل و مشربست و غير آن از ملاذ، و عكرمه گفته كه آن صحت و فراغت است و مؤيد اينست روايت ابن عباس از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه
نعمتان مغبون فيهما كثير من الناس: الصحة و الفراغ
دو نعمتاند كه بيشتر مردمان در آن مغبوناند و قدر آن نميدانند و آن صحت و فراغت است، و نزد عبد اللَّه مسعود و مجاهد نيز امنيت است و صحت نفس، و اين از ابى جعفر عليه السّلام نيز مرويست، و گويند كه از هر نعمتى سؤال كنند مگر آنچه حديث مخصص شده و هو
قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ثلاث لا يسئل عنها العبد خرقة يوارى بها عورته و كسرة يسد بها جوعته و بيت يكنه من الحر و البرد
سه چيز است كه بنده را از آن سؤال نكنند خرقه كه عورت خود را بآن پوشيده باشد و نان ريزه كه بآن گرسنگى خود را دفع كرده و خانهاى كه بآن خود را از گرما و سرما باز داشته، و نزد بعضى نعمت مسئول آب سرد است و رطب يا سايه خنك يا لذت نوم يا اعتدال خلقت يا نعمت اسلام يا تخفيف شرايع يا قرآن و از ابو هريره نيز مرويست كه اين نعم كه از آن سؤال كنند آب سرد است، و از انس بن مالك روايت است كه روزى رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمهمانى مقداد بن اسود رفت چون طعام تناول فرمود آب سرد بياشاميد فرمود
ما أبردها على الكبد
چه سرد است اين آب بر جگر هر كه از شما خواهد كه آب بخورد بايد كه هر آبى كه سردتر باشد بخورد كه آب سرد صفراى معده را بنشاند و تشنگى ببرد و باعث شكر شود
و مشخصات از نزديك به بيند و يقينى كه از اين رؤيت كامله حاصل ميگردد آن را عين اليقين گويند و حقتعالى بدان اشاره فرموده كه ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ و اين در عرصات است هنگامى كه بمفاد وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى دوزخ ظاهر و نمودار شود و مردم آن را از نزديك با همه خصوصيات و مشخصات مشاهده نمايند.