تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٤ - سوره العاديات(١٠٠) آيات ١ تا ١١
جبرئيل از حضرت ملك جليل بنزد حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و آن سرور را بفتح و نصرت امير المؤمنين عليه السّلام بشارت داد و اين سوره را بر آن حضرت فرود آورد كه:
(١)- وَ الْعادِياتِ سوگند باسبان دونده غازيان كه بوقت دويدن نفس زنند ضَبْحاً نفس زدنى بآواز كه نه صهيل بود و نه حمحمه بلكه آن صوت نفس در وقت دويدن و نصب آن بفعل محذوفست اى يضبحن ضبحا بالعاديات چه آن بالتزام دلالت مىكند بر ضابحات يا آنكه منصوب است بر حاليت بمعنى ضابحه يعنى بحق اسبان دونده در حالتى كه نفس زنندهاند.
(٢)- فَالْمُورِياتِ پس سوگند بيرون آرندگان آتش از سنگ بسمهاى خويش يعنى اسبانى كه از سم در وقت شتابيدن در غزا آتش بيرون آورند بزدن بر سنگى كه بزير آن آيد و آتش زند قَدْحاً آتش زدنى و ايراء اخراج نار است يقال قدح الزند فاورى و انتصاب قَدْحاً بر طريق انتصاب ضَبْحاً است.
(٣)- فَالْمُغِيراتِ پس سوگند باسبان غارت كننده صُبْحاً در وقت سفيده دم مراد راكبان اسبانند كه غارت كننده اموال اعداءاند، و اسناد غارت بخيل مجاز است و چون بسبب عدو خيل غارت واقع ميشود گوئيد غارت كنندگان اسبانند پس اين از قبيل تسميه سبب باشد باسم مسبب و اغارت بمعنى سرعت سير نيز آمده كما قال فى الصحاح اغار فلان اى شد العدو و اسرع و منه قوله اغار اغارة الثعلب اذا اسرع فى عدوه و اين هنگام مغيرات بر معنى حقيقى خود باشد، و معنى اينكه سوگند باسبان شباب كننده در رفتار بوقت صبح، و قوله:
(٤)- فَأَثَرْنَ بِهِ پس عطف است بر فعلى كه اسم فاعل در موضع او واقع شده زيرا كه معنى آنست كه و اللاتى عدون فأورين فأغرن فأثرن يعنى اسبانى كه دويدند پس اخراج آتش كردند از حوافر خود پس غارت كردند يا در دويدن سرعت نمودند پس برانگيختند بوقت سفيده دم نَقْعاً غبارى در كنار آن قبيله، و ميتواند بود كه نقع بمعنى صياح باشد
كقوله عليه السّلام ما لم يكن نقع و لا لقلقة
كه نقع و لقلقه بمعنى رفع صوت است و شدت آن و قول لبيد:
|
فمتى ينقع صراخ صادق |
جلّبوه ذات جرس و زجل |
|