تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٣ - سوره العاديات(١٠٠) آيات ١ تا ١١
چون آن حذاقت از شاه اولياء عليه السّلام مشاهده كرد دانست كه آن حضرت بر اعداء مظفر و منصور خواهد شد پس عرق حسد و عصبيت او در حركت آمد آغاز افساد كرد و بابو بكر گفت بايد كه بعلى بن ابى طالب بگويى كه در اين وادي شيران و گرگان بسياراند و ما از شر ايشان ايمن نيستيم و احتياط آنست كه ما از دهنه اين وادى بيرون رويم و بر بالاى آن وادى بر آئيم تا از ضرر سباع ايمن باشيم تا آسيبى از سباع بما نرسد و غرض عمر و عاص از اين سخن نصيحت نبود بلكه مقصودش آن بود كه چون ايشان بر بالاى وادى بر آيند اصحاب آن وادى از حركات و اصوات ايشان متنبه شوند و بر ايشان تا زند تا چنان كه او و يارانش مغلوب آن طايفه شوند، على بن ابى طالب عليه السّلام نيز مغلوب شود و او را بر ايشان مزيتي نباشد و در باب نصرت و ظفر بر آن طايفه افتخار حاصل نشود چون ابو بكر اين حال را بآن حضرت عرض كرد شاه اولياء سلام اللَّه عليه اصلا التفات بگفتار او نكرد و از مقوله او اعراض نمود عمرو همين حكايت بعمر بن خطاب باز گفت و عمر همين حال را بعرض آن حضرت عليه السّلام رسانيد التفات بگفتار او نيز نكرد و آنچه مقتضاى رأى آن حضرت بود عمل مىنمود و در روز فرود ميآمد و در شب مىرفت تا در اول صبح خود را بآن جماعت رسانيد و بىخبر بر ايشان تاخت و با ايشان آغاز جنگ فرمود و بعنايت الهى و بركات أنفاس حضرت رسالت پناهى صلّى اللَّه عليه و آله بر ايشان غالب شد بعضى از ايشان را مقتول ساخته و برخى را اسير گردانيد و در سلاسل كشيد و از اينجهت اين غزوه را غزوه ذات سلاسل خوانند و همه مالهاى ايشان را غارت كرد و چون آن صفدر مظفر و منصور گشت متوجه مدينه شد و در وقتى كه نزديك مدينه رسيد سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله باستقبال امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه از مدينه بيرون آمد و چون چشم شاه اولياء بر چهره منو رسيد انبياء صلّى اللَّه عليه و آله افتاد از مركب فرود آمد و ركاب آن حضرت را بوسه داد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حق او دعا فرمود و تحسين او نمود و از غايت فرح فرمود كه
يا على لو لا أن اشفق أن يقول فيك طوايف من امتي ما قالت النصارى فى المسيح لقلت فيك اليوم مقالا لا تمرّ بملأ منهم الا اخذوا التراب من تحت اقدامك اركب فان اللَّه و رسوله عنك راضيان
يعنى اى على اگر مرا انديشه گمراهي امت نبودى و انحراف ايشان از جاده شريعت و باكى نميداشتم كه ناگاه در شأن تو توغل نمايند و در محبت تو مبالغه كنند چنان كه امت عيسى عليه السّلام در حق او توغل نمودند و گمراه گشتند هر آينه در شأن نو امروز بر وجهى سخن مىگفتم و مردمان را در حق تو مقالى ميشنوانيدم كه هر طايفه از امت من كه تو بر ايشان مىگذشتى ايشان خاك تحت اقدام ترا بر ميداشتند و از آن استشفاء مىنمودند يا على بر مركب خود سوار شو بشارت باد ترا كه خدا و رسول از تو خشنودند و در آن وقت كه حضرت شاه اولياء عليه السّلام بر طايفه بنى سليم در آن وادى غالب شد هنوز خبر فتح آن حضرت بمدينه نرسيده بود كه