تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٠ - سوره القيامة(٧٥) آيات ٣٠ تا ٤٠
او با هم گويند كه سوق روح او كنيد بموضع جزاى او اگر از اهل جنت است بعليين و اگر از اهل نار است بسجين.
(٣١)- فَلا صَدَّقَ اين عطفست بر يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ و ضمير راجع بانسان كه مذكور شد در آيه أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ يعنى ايمان نياورد آدمى كه عدى است يا ساير كافران بروز بعث پس تصديق نكرد برسول يا بقرآن، و در اكثر تفاسير آمده كه ابو جهل لعنة اللَّه را شدت عداوت با سيد المرسلين صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بيشتر از مشركان ديگر بود و حقتعالى در شأن او فرمود كه نگرويد ابو جهل بمحمد يا صدقه نداد از آنچه واجب از مال او بود وَ لا صَلَّى و نماز مفروضه را نگذارد براى خدا، يا پيروى نكرد پيغمبر را:
(٣٢)- وَ لكِنْ كَذَّبَ و ليكن تكذيب كرد وَ تَوَلَّى و برگشت از راه حق.
(٣٣)- ثُمَّ ذَهَبَ پس برفت إِلى أَهْلِهِ بسوى كسان خود يَتَمَطَّى در حالتى كه ميخراميد از روى افتخار كه من تكذيب و تولى كردهام و تابع محمّد نشدهام، اصل يَتَمَطَّى يتمطط بوده چه مفتخر در حال مشى مد خطوات خود ميكند و گامها را از يكديگر دورتر مينهد، و يا آن كه از مطط مأخوذ باشد بمعنى ظهر زيرا كه ظهر خود را مىپيچيد در رفتن، و در خبر آمده كه
إذا مشت امتى المطيطاء و خدمتهم فارس و الروم فعد جعل بأسهم بينهم
و بروايت ديگر
تسلط بعضهم على بعض
يعنى چون امت من بتبختر روند و روم و فارس خدمت ايشان كنند خوف و ترس در ميان ايشان واقع شود يا بر يكديگر مسلط گردند، آن گه از غيبت بخطاب التفات نموده فرمود كه:
(٣٤)- أَوْلى لَكَ نيك سزاوار است مر ترا اى كافر معاند شدت هلاكت در دنيا فَأَوْلى پس سزاوار است ترا عذاب اليم در قبر:
(٣٥)- ثُمَّ أَوْلى لَكَ پس نيك سزاوار است ترا هول قيامت فَأَوْلى پس بغايت سزاوار است ترا خلود دوزخ، حق سبحانه بجهت مبالغه چهار بار تكرار اين لفظ فرمود و اصل كلام در او اين است كه الذم اولى لك من تركه الا آنست كه حذف مبتدا و صله آن را لازم گردانيدهاند و آن را در مقام ويل لك كه كلمه عذابست استعمال كردهاند، و گويند كه آن به اين معنى است كه و ليك المكروه و قرب منك؛ و بيضاوى آورده كه أَوْلى لَكَ بمعنى ويل لك است مأخوذ از ولى و اصل آن اينست كه اولاك اللَّه ما تكرهه، و لام مزيده است هم چنان كه در ردف لكم، و بعضى گفتهاند كه آن افعلست مأخوذ از ويل پس از باب قلب باشد چون أدنى كه از دون مشتق است يا فعليست از آل يؤل بمعنى عقباك النار، و بعضى چنين تفسير كردهاند كه وليك الشرّ فى الدنيا و ليك ثم و ليك الشرّ فى الآخرة