تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١ تا ٩
بر تو قولى را كه ثقيل باشد بر تو تلقى آن و آن در اشد صور وحى بود كه آن حضرت مثل آواز دراى [١] شنودى و از مجرد صوتى بىاعتماد بر مخارج فرا گرفتن حروف و كلمات از طريق معتاد خارج مينمود و از آن جهت در آن حال ثقلى تمام بسيد انام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميرسيد چنانچه از عايشه منقول است كه در روزى كه سرما بغايت سردى بود ميديدم كه وحى بر او فرود ميآمد و از جبين مبين او قطرات عرق ميچكيد و در حين نزول وحى بر آن حضرت بر اين نوع كه مذكور شد اگر بر شترى سوار بودى دست و پاى شتر خم گشتى و اگر تكيه بر ران يكى از اصحاب داشتى خوف شكستن آن بودى، و در اين محل روى گل برگش بر افروختى بسان گل كه بصحن چمن بر افروزد، و حارث ابن هشام نيز روايت كرده كه من از رسول پرسيدم كه يا رسول اللَّه كيف يأتيك الوحى چگونه وحى بتو ميآيد فرمود
أحيانا يأتينى مثل صلصلة الجرس و هو أشد على فيفصم عنى و قد وعيت ما قال و أحيانا يتمثل الملك رجلا فأعى ما يقول
يعنى وحى گاهى چون آواز جرس بمن ميرسد و او بر من بسيار دشوار ميباشد پس منقطع ميشود از من و من او را در گوش خود نگاه ميدارم و اوقاتى ديگر فرشتهاى بصورت مردى ميآيد و آنچه ميگويد حفظ آن ميكنم، و در بحر الحقايق آورده كه قرآن در نفس خود مفصل است كما قال كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ و نسبت با جميع كتب منزله سماويه صورت اجمالى دارد چه مصدق و موافق همه است كه وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ پس ثقل قرآن اشارتست بجمعيت وى ميان صورت اجماليه و تفصيليه، و شبههاى نيست در آنكه جامع امرين اثقل و اعظم و اكمل خواهد بود، و كشنده چنين بارى جز صاحب جمعيت را نشايد، و ببايد دانست كه ذكر اين آيه بعد از امر بقيام ليل بجهت تسهيل تكليف است بر آن حضرت بتهجد و دلالت بر آنكه تهجد امريست مضاد طبيعت و مخالف نفس پس اين تعليلى است مستأنف جهت تهجد بجهت آنكه بر طبيعت ثقيل و شاقست لازمست او را از چيزى كه معالج ثقل آن باشد و اين حملهايست معترضه ميان قُمِ اللَّيْلَ و ميان قوله:
(٦)- إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ بدرستى كه ساعتى كه ناشى است در شب يا عبادتى كه حادث مى- شود در آن يا نفسى كه ناهض است براى عبادت هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً آن سختتر است از روى ثبات قدم و كلفت از عبادت روز كه ترك خواب و راحت بر نفس بغايت شاقست و جماعتى وَطْئاً بكسر و او خواندهاند كه بمعنى مواطات باشد يعنى از روى موافقت دل بلسان چه دلها در روز بتصرف در باب معيشت مشغولند و در شب از مشاغل فارغ شده متوجه محراب عبادت ميتوانند شد يا از روى موافقت سر بعلانية بجهت انقطاع رؤيت خلايق يا از حيثيت موافقت آنچه بنده اراده كند از خضوع
[١] دراى زنگ بزرگ است.