تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦ - سوره المزمل(٧٣) آيات ١ تا ٩
رسى كه در آن ذكر بهشت باشد آن را از حق سبحانه در خواهى و اگر بآيتى رسى كه در آن ذكر دوزخ باشد از آتش آن بخدا پناه جويى، و ابو بكر بن طاهر گفت كه ترتيل آنست كه تأمل كنى در لطايف خطاب قرآن و نفس را مطيع سازى بقيام نمودن باحكام اوامر و نواهى و اين جز بتأنى نتواند بود، قطرب گفته كه ترتيل بمعنى تضعيفست مشتق از رتل بمعنى لين و مراد بآن تحزين قرآنست يعنى بآواز حزين قرائت قرآن كن، و مؤيد اينست آنچه ابو بصير از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه
الترتيل ان تتمكث فيه و تحسن به صوتك
ترتيل آنست كه مكث كنى در آن و بحسن صوت قرائت آن نمايى، و ام سلمه- ره- روايت كرده كه
كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم يقطع قراءته آية آية
رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر آيتى از آيات قرآن را قطع ميفرمود، و از انس روايتست كه
(كان يمد صوته مدا)
رسول اللَّه آواز خود را بر ميكشيد در قرائت، و شبهه نيست در آنكه غرض از ترتيل تدبر است در معانى قرآن و تفكر در آن و ايتمار نزد اوامر آن و ازدجار نزد زواجر آن، و عبد اللَّه ابن عمر از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه
يقال لصاحب القرآن اقرأ و ارق، و رتل كما كنت ترتل فى الدنيا فان منزلتك عند آخر آية تقرؤها
يعنى فرداى قيامت قارى قرآن را گويند كه قرائت ميكن و بالا ميرو و آن را بترتيل بخوان هم چنان كه در دنيا بترتيل ميخواندى پس بتحقيق كه منزلت و درجه تو نزد آخر آيتى است كه قرائت آن نمايى. و بعد از امر بترتيل خطاب ميفرمايد بحبيب خود كه.
(٥)- إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ بدرستى كه ما زود باشد كه وحى كنيم و منزل گردانيم بتو قَوْلًا ثَقِيلًا سخنى گران يعنى كلامى مشتمل بر تكاليف شاقه از امر و نهى و وعد و وعيد و حلال و حرام و حدود و احكام كه گرانست حمل آن بر مكلفان خصوصا بر تو چه هم بحمل آن مكلفى و هم بتحميل آن بر امت مأمور، يا گران باشد باعتبار رزانت لفظ و متانت معنى، يا بجهت افتقار آن بمزيت تصفيه سر و تجريد نظر، و گويند مراد ثقل استماع آنست بر كفار و فجار چه آن كاشف جهل و ضلالت ايشانست و مظهر سفاهت و خفض عقل و قبح افعال ايشان و اما بر مؤمنان در كمال سهولت است، و نيز گفتهاند كه خفيف على اللسان ثقيل فى الميزان قرآن سبك است بر زبان و گران در ميزان بجهت كثرت ثواب آن يا ثقل آن بواسطه آنست كه حامل آن نيست مگر كسى كه مؤيد بتوفيق ربانى باشد و موفق بتوحيد سبحانى، يا گرانست بآن اعتبار كه سخن خفيف و سخيف در آن نباشد يا ثقل آن بجهتى است كه كلام رب العالمين است، پس مراد بثقل آن عظم شأن و رفعت مكان آن باشد، و اكثر مفسران بر آنند كه مراد آنست كه ما القاء خواهيم كرد