تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١١
است باغواى ايشان و بخامس مفسدان و عطف اين بر معوذ منه دلالت ميكند بر آن، و كاشفى آورده كه محققان بر آنند كه عدد پنج كه مراتب كليه است كه آن را حضرات خمسه خوانند كه منحصر در او است دلالت بر نهايت ميكند و مشعر بر تماميت و بدينجهت آن را داير گويند و در آن اشاره است بآنكه هر چند آن را در نفس خودش ضرب كنند و حاصل را باز در او ضرب نمايند الى غير النهايه همان پنج بصورت اصلى خود باز آيد و در نهايت آنعدد خود را نمايد چون بيست و پنج و صد و بيست پنج و على هذا القياس پس خلاصه مكونات كه انسانست حدود پيكر بديع منظرش بر پنج عضو منتهى ميشود رأس و يدين و رجلين و اطراف هر يك از آنها باز بپنج انتها يافته و در يدين و رجلين به اعداد أصابع ظاهر است و در رأس كه بطرف علاقه بيشتر دارد ظاهرش بحواس خمس ظاهرى و باطنش بپنج حس ديگر آراسته شده و مؤيد اين قولست كه در معوذه ثانيه كه سور قرآنى بدو منتهى ميگردد پنج بار لفظ الناس تكرار يافته، و ببايد دانست كه تعوذ از مخلوقات مذكوره دال است بر امكان وقوع ضرر از آنها و قدرت ايشان بر اضرار چه اگر ممكن الاضرر نبودى استعاذه از ايشان بيوجه بودى و ديگر معوذتين دالند بر آنكه ضرر از جانب متعوّذ به نيست بلكه از متعوّذ منه است و اگر او سبحانه خالق قبايح بودى همه ضرر از او بودى تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا.
و منطوق آن اشاره است بآنكه او سبحانه واضع آفات و بلياتست از كسانى كه متعوذ باو شوند و مانع شرور متعوّذ منه از ايشان چه اگر دافع و مانع نبودى بتعوذ امر نفرمودى و اگر ضرر از او متوقع بودى خود را وصف نكردى بربوبيت و الوهيت چه اين هر دو صفت مستلزم علم او سبحانه است و غناى او از غير، و ضرر كه فعل قبيح است از كسى صادر ميشود كه محتاج آن باشد يا جاهل بآن و حق سبحانه از اين هر دو مبراست زيرا كه اينها از صفات نقصاند، و چون او سبحانه فاعل قبيح نيست پس او كافى باشد در استعاذه نمودن باو از غير، عبد اللَّه بن سنان روايت كرده از ابو عبد اللَّه عليه السّلام كه فرموده هر گاه قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ خواندى بگو در نفس خود كه أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و چون قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ تلاوت نمودى بگو در نفس خود كه أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ.
و عياشى باسناد خود از ابان بن تغلب و وى از ابو جعفر عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرموده كه هيچ مؤمنى نيست مگر دل او دو گوشه دارد يك گوشه آن وسواس خناس نفث ميكند و يك گوشه ديگر فرشته بفرمان حق سبحانه در آن نفث مينمايد حقتعالى آن فرشته را تأييد ميدهد تا آن ديو را مقهور و مغلوب مىسازد و ذلك قول اللَّه تعالى وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ.