تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١ - سوره الجن(٧٢) آيات ٢٠ تا ٢٨
لا كل مرتضى، و بجهت اين سلب كرامات و معجزات از ائمه هدى عليهم السّلام كرده محض عناد و عناد محض است فلعنة اللَّه على معانديهم و مخفى ولاياتهم و جاحديهم، بعد از آن بيان محفوظ بودن آن حضرت ميكند از مرده انس و جن بقوله فَإِنَّهُ يَسْلُكُ پس بدرستى كه در ميآرد خداى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ از پيش روى رسول پسنديده وَ مِنْ خَلْفِهِ و از پس او رَصَداً نگهبانان از فرشتگان كه وى را حراست ميكنند و محافظت مينمايند از شر و اذيت شياطين انس و جن و از اختطاف و تخاليط ايشان چنان كه مرويست كه چون جبرئيل عليه السّلام وحى ميآورد بآن حضرت هفتاد هزار فرشته با وى مىبودند و حفظ آن وحى ميكردند و طرد شياطين مينمودند از آنكه استراق سمع نمايند و آن را بكهنه القاء كنند نزد رسانيدن جبرئيل آن را به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و در خبر آمده كه اين هفتاد هزار فرشته بجهت تعظيم وحى مىآمدند هم چنان كه دأب ملوكانست كه با رسول جماعتى ديگر را ميفرستند، و از سعيد بن جبير روايتست كه در هيچ محل جبرئيل عليه السّلام نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نمىآمد الا كه با او چهار فرشته بودند يكى در پيش و ديگرى در پس و يكى در جانب راست و ديگرى بجانب چپ و حفظ وى ميكردند تا آنكه جبرئيل به آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميرسانيد، و در حديثى ديگر آمده كه هميشه هفتاد هزار فرشته ملازم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىبودند و محافظت و نصرت وى ميكردند و او را از مكايد شياطين و ساير اعداى انس نگاه مىداشتند، و از ضحاك منقولست كه هيچ پيغمبرى مبعوث نگشت الا كه با او جمعى از ملائكه بودند كه حراست او ميكردند از اعداى جن و انس و محافظت او مىكردند از آنكه شياطين متشبه نشوند بصورت ملك تا او را اضلال كنند در اداء طاعت و تبليغ رسالت، و از مقاتل نقل كردهاند كه چون حق سبحانه پيغمبرى را مبعوث ساختى ابليس بيامدى بر صورت ملكي تا او را اضلال كند حق سبحانه فرشتگان را فرستادى تا او را براندندي و پيغمبر را گفتندى كه ابليس است حاصل كه فرشتگان حافظ و ناصر رسول بودند.
(٢٨)- لِيَعْلَمَ تا بداند رسول أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا آنكه بتحقيق رسانيدهاند جبرئيل و ساير فرشتگان كه رفيق اويند در وقت نزول وحى رِسالاتِ رَبِّهِمْ پيغامهاى فرستاده شده پروردگار خود را بىتغيير و تبديل و اختطاف و تخاليط يا آنكه تا بداند خداى به اين معنى كه تعلق گيرد علم او بواقعشدن آن تبليغ بدون زياده و نقصان و تغيير و تبديل و توحيد ضمير اولا كه آن ضمير مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ است و جمع آن ثانيا كه آن ضمير قَدْ أَبْلَغُوا است نظر بلفظ رَسُولٍ و معني آنست چه آن اسم جنس است و نظير اينست قوله تعالى وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً و مىتواند بود كه ضمير لِيَعْلَمَ و أَبْلَغُوا هر دو راجع برسول