تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩ - سوره الجن(٧٢) آيات ٢٠ تا ٢٨
بمن رساند از مرض و عرض انواع ابتلا و محن كسى مرا حمايت نتواند كرد و از آن نتواند رهانيد وَ لَنْ أَجِدَ و نيابم هرگز مِنْ دُونِهِ بجز او سبحانه مُلْتَحَداً پناهى كه روى بدو آرم و از آن بليه نجات يابم.
(٢٣)- إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ اين استثنا است از لا أَمْلِكُ چه تبليغ از قسم ارشاد است و نفع، و ما بين مستثنى منه و مستثنى جمله معترضه است كه مؤكد نفى استطاعت است و بيان عجز و مِنَ اللَّهِ صفت بلاغست اى بلاغا كاينا من اللَّه نه صله آن زيرا كه صله آن (عن) است
كقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بلغوا عنى و لو آية
پس مِنَ در اينجا به بمنزله مِنَ است فى قوله تعالى بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ يعنى مالك ضرر و نفع نيستم بشما مگر رسانيدنى كه از جانب خداست يعنى مگر آنكه گويم كه خداى چنين ميگويد و نسبت دهم قول او را باو نه قول غير او را باو وَ رِسالاتِهِ و پيغامهاى او يعنى اداى احكامى كه بمن ارسال فرموده، و مىتواند بود كه بَلاغاً بدل مُلْتَحَداً باشد يعنى نمييابم پناهى و نجاتى مگر پيغام رسانيدن از او، و محتملست كه إِلَّا در اصل ان لا بوده باشد و إن إن شرطيه باشد و ما قبل او دليل جواب و تقدير اينكه (ان لا أبلغ بلاغا) يعنى كسى مرا زنهار ندهد از عذاب خداى اگر نرسانم رسانيدنى از خداى و أداء نكنم پيغامهاى او را، و صاحب طبرسى آورده كه چون مغايرت ميان معطوف و معطوف عليه لازم است پس اولى آنست كه مراد ببلاغ توحيد و عدل او باشد و ساير صفات ثبوتيه و سلبيه و مراد به رسالات أداء شرايع و احكام يا آنكه معطوف عليه محذوف باشد و تقدير اين باشد كه إلا بلاغا من اللَّه و آياته و رسالاته يعنى مگر رسانيدن از خداى علامت وحدانيت او را يا معجزاتى را كه مصدق دعوى نبوت من باشد و پيغامهاى او را و چون حق سبحانه در اين آيات بيان فرموده كه سواى اطاعت او ملجئى از عذاب او نيست در عقب آن ذكر وعيد نموده ميفرمايد كه وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ و هر كه نافرمانى كند خداى را در پرستش او وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در امر و نهى فَإِنَّ لَهُ پس بدرستى كه مر او راست نارَ جَهَنَّمَ آتش دوزخ خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد ماندگان باشند در آن أَبَداً هميشه، تأكيد خلود است يعنى هرگز از آن خلاصى نيابند، توحيد ضمير اولا و جمع او ثانيا نظر بلفظ مِنَ است و معنى آن و قوله:
(٢٤)- حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ متعلقست بقوله يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً يعنى مشركان متظاهرند بر عداوت پيغمبر و مستضعف انصار او و مشغول بكثرت عدد و عدد خود تا وقتى كه ببينند و مشاهده كنند آنچه وعده داده ميشوند كه آن واقعه بدر است و مغلوب شدن ايشان در آنجا بر دست اهل اسلام و يا عذاب جحيم و عقاب اليم در نشاءه آخرت و ميتواند بود