تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٤ - سوره الإخلاص(١١٢) آيات ١ تا ٤
ما خداى را اين سوره بر او نازل شد و آن را بر عبد اللَّه خواند و سبب اسلام او شد اما پنهان ميداشت آن را تا آنكه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمدينه هجرت كرد و آنجا اظهار نمود، از ابن عباس منقول است كه عامر بن طفيل و اربد بن ربيعة برادر لبيد نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمدند عامر گفت اى محمّد بچه ما را دعوت مى كنى فرمود
إلى اللَّه
شما را بخدايى كه مستجمع جميع صفات كمال است دعوت مىكنم گفت (صفه لنا أمن ذهب هو أم من فضة أم من حديد أم من خشب) وصف او كن از براى ما كه او از طلا است يا نقره و يا از آهن و يا از چوب اين سوره نازل شد ايشان ابا كردند چون برگشتند در عقب ايشان صاعقه بيامد و أربد را بسوخت عامر بگريخت نيزه بر پهلوى او زدند و بآن هلاك گشت و معلوم نشد كه آن از كجا رسيد، ضحاك و مقاتل و قتاده گفتهاند كه جمعى از احبار يهود نزد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند (صف لنا ربك لعلنا نؤمن بك فان اللَّه أنزل نعته فى التورية) وصف خداى خود كن از براى ما شايد كه بتو ايمان آريم زيرا كه حقتعالى وصف خود را در تورية ذكر كرده بود تا بدانيم كه وصف تو مطابق آنست اين سوره نازل شد، در معالم التنزيل آورده كه يهودان گفتند يا ابا القاسم وصف كن خداى را تا بتو ايمان آريم چه نعت او در تورية ديدهايم و دانسته بگو چه چيز است و چه ميخورد و چه ميآشامد و از چه ميراث گرفته و ميراث او را كه خواهد گرفت اين سوره فرود آمد كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ بگو اى محمّد آن كسى را كه از او ميپرسد هُوَ اللَّهُ او است خداى مستجمع صفات كمال أَحَدٌ يگانه يعنى متوحد بذات و منفرد بصفات، و اكثر مفسران بر آنند كه هُوَ ضميرشان است و شأن اللَّه أحد است مانند هو زيد منطلق كانه قيل الشأن هذا يعنى شأن و امر عظيم اينست كه خدا يكى است و وى را ثانى نيست و رفع ضمير بابتدائيت است و خبر آن جمله اسميه و چون اين جمله در حكم مفرد است زيرا كه در تقدير هى هواست بجهت آنكه جمله كه شأنست عبارت از ضمير است و بحسب معنى مبتداء پس آن مانند زيد غلامك باشد و احتياج بعايد نداشته باشد بخلاف زيد أبوه منطلق زيرا كه زيد و جمله دالند بر معنيين مختلفين پس اينجا احتياج بعايد باشد و بنا بر تفسير اول كه ضمير راجع بمسئول عنه است أَحَدٌ بدل اللَّهُ است يا خبر دوم ضمير، و اصل آن وحد است كه و او به الف قلب شده چون أناه كه در اصل وناه بوده و آن دالست بر مجامع صفات جلال هم چنان كه اللَّه دالست بر جميع صفات كمال چه واحد حقيقى