تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٩ - سوره المسد(١١١) آيات ١ تا ٥
بودند و باندك چيزى كه موجب اهانت ايشان ميشد در غضب ميشدند، و بدانكه ظرف خبر است و حَبْلٌ مبتدا و ميتواند بود كه ظرف در موضع حال باشد از حمالة الحطب و حبل مرفوع بآن و معنى اينكه امّ جميل كشنده هيمه است در حالتى كه در گردن او است ريسمانى از ليف خرما و مسد مشتق است از (مسد إذا قتل من الحبال فتلا شديدا من ليف كان أو جلد أو غير هما و منه رجل ممسود الخلق اى مجدول الخلق و قويّه) و گويند مراد به مسد آن ريسمانيست كه پشته خار و خاشاك مى كشيد و در سر راه پيغمبر مىريخت. از مقاتل نقلست كه مراد از اين آيه آنست كه بر طبق اينكه او رسن در گردن ميكرد و خار و هيمه مىكشيد روز قيامت بر سن آتشين پشتهاى خار و هيمه آتشين از شجره زقوم بر پشت وى بندند و او را عذاب كنند، از ابن عباس و عروة بن زبير مرويست كه اين رسن زنجيرى باشد از آهن آتشين و درازى آن هفتاد گز آن را در دهنش كنند و از مقعدش بيرون آورند و باقى بر گردنش پيچند از مجاهد مرويست كه مسد رسنى است كه در ميان چرخ چاه كشند پس هم چنان كه آن احاطه چرخ نموده اين ريسمان آتشين احاطه او ميكند و گردن او را با همه اعضاء فرو گيرد، سعيد بن مسيب فرمود ام جميل قلاده فاخر يعنى گردن بند قيمتى داشت از جواهر گفت اين را ميفروشم و بهاى آن را در عداوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خرج ميكنم حقتعالى در مقابل آن در دوزخ زنجير آتشين در گردن او بندد و بآن وى را عذاب كند پس جمله ظرفيه يا ترشيح است از براى مجاز يا از براى تصوير ام جميل است بصورت حطابه كه حامل حزمهاى باشد و رابطه آن بگردن خود بجهت تحقير شأن او و يا بيان حال او در جهنم كه بر پشت او حزمهاى باشد از حطب جهنم كه بريسمان آتش آن را بر گردن خود بسته، أسماء بنت ابى بكر روايت كرده كه چون اين سوره نازل شد ام جميل عوراء مذمت خود را شنيد بيطاقت شد و واويلا گويان و فريادكنان سنگى برداشت و روى بمسجد الحرام نهاد تا به پيغمبر زند و ميگفت
|
(مذمما ابينا |
و دينه قلينا |
|