تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨ - سوره الجن(٧٢) آيات ٢٠ تا ٢٨
او نزديك بود كه ايشان بجهت تظاهر و تعاون يكديگر بر عداوت او ازدحام نمايند بر ايذاء و آزار او و كسانى كه أَنَّهُ بكسر ميخوانند ميگويند كه اين از قول جن است، و بدانكه ايثار عَبْدُ اللَّهِ بر رسول اللَّه يا بر النبى بجهت آنست كه اين كلام در موقع كلام رسول واقع شده زيرا كه تقدير بر اينوجه است كه و أوحى إلى أنه لما قام عبد اللَّه پس بجهت تواضع و تذلل اين اسم در مقام رسول و نبى آورده شده و يا بجهت اشعار بآنچه مقتضى قيامست بآنكه عبوديت است و ايماء بآنكه عبادت بنده خداى را امرى نيست كه از عقل مستبعد و مستنكر باشد تا بر آن ازدحام بايد نمود، و در آثار آمده كه آن حضرت را هيچ نام خوشتر از اين نيامدى چه بشرط عبادت و عبوديت بر وجهى آن حضرت قيام نموده كه هيچكس را قدرت اقامت بر آن نمانده لا جرم در وقت عروج آن حضرت در منازل ملكى باين اسم مذكوره شده كه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ و بهنگام نزول قرآن از مدارج فلكى بهمين نام نامزد گشته كه تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ (٢٠)-
قُلْ بگو اى محمّد بمشركان إِنَّما أَدْعُوا جز اين نيست كه ميخوانم يعنى مى- پرستم رَبِّي پروردگار خود را وَ لا أُشْرِكُ بِهِ و انباز نميگيرم بدو أَحَداً يكى را و اين امر بديع و منكر نيست كه موجب تعجب شما شود يا اتفاق شما بر مقت و عذاب من، و جماعتى از قراء (قال) بصيغه ماضى خواندهاند و معنى اينكه گفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بجنيان نزد ازدحام و تعجب ايشان كه نيست آنچه مشاهده آن ميكنيد از پرستيدن خداى و واگذاشتن شركاء امرى كه از آن متعجب بايد شد بلكه تعجب از كسى است كه داعى غير خدا باشد و فراگيرنده شركاء از براى او و گفتهاند كه اين كلام جنيانست مرقوم خود را بر سبيل حكايت از قول پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم.
(٢١)- قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ بگو بدرستى كه من مالك نيستم از براى شما ضَرًّا دفع ضررى وَ لا رَشَداً و نه رسانيدن خير و صلاح يعنى قدرت ندارم بر آنكه ضرر و نفع بشما رسانم چه بحقيقت ضار و نافع خداست نه غير او و گويند ضر بمعنى غى است كه ضد رشد است يعنى استطاعت ندارم كه شما را از ضلالت بر برشاد آرم چه من مأمورم به تبليغ رسالت و دعوت بدين اسلام و هدايت برشاد نه بغير آن اينكلام متضمن اعترافست بعبوديت و اضافه حول و قوة باو سبحانه و بنا بر معنى اخير تعبير از احدهما باسم آن و از ديگرى باسم سبب آن يا مسبب آن اشعار است باراده كلا المعنيين كه آن غوايت و مضر تست.
(٢٢)- قُلْ إِنِّي بگو بدرستى كه من لَنْ يُجِيرَنِي هرگز زنهار ندهد مرا و در پناه خود نگيرد مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ از عذاب خداى يكى يعنى اگر خداى خواسته باشد كه ضررى