تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٢ - سوره النصر(١١٠) آيات ١ تا ٣
(٣)- فَسَبِّحْ پس تسبيح كن و تنزيه نماى خداى را تنزيه مقترن بِحَمْدِ رَبِّكَ بستايش پروردگار تو يعنى مسبّح و حامد او باش بجهت زيادت عبادت و ثناى او و مزيت انعام او بر تو يا بگو سُبْحانَ اللَّهِ در حالتى كه حامد او باشى يعنى تعجب كن براى آسان كردن خدا براى تو امرى را كه خطور نكرده بود در خاطر هيچكس كه آن غالب شدن احدى باشد بر اهل حرم و حمد او كن بر- نعمت صنيع او سبحانه و قدرت دادن ترا بر آن يا نماز كن در حالتى كه حامد او باشى بر نعمت او، و مؤيد اين است اينكه ام هانى روايت كرده كه چون حضرت صلّى اللَّه عليه و آله بمكه داخل شد بمسجد الحرام آمد و در خانه كعبه رفت و هشت ركعت نماز گذارد يا تنزيه كن او را از چيزى كه اهل شرك در حق او ميگويند در آن حال كه حمد كننده او باشى بر صدق وعده او يا ثنا كن بر او بصفات جلال و حامد او باش بر صفات اكرام يا بگو (سبحان اللَّه و بحمده) وَ اسْتَغْفِرْهُ و آمرزش طلب نماى او را امر بتسبيح و تحميد با استغفار بجهت تكميل امر است بآنچه آن قوام امر دين است از جمع ميان طاعت و احتراز از معصيت و چون بدلايل واضحه عصمت انبياء بصحت پيوسته پس مراد باستغفار آن حضرت هضم نفس او است و استقصار عمل و فرط تذلل و تواضع او بحق سبحانه و شدت انقطاع از ما سواى وى و يا استغفار از ترك اولى و يا طلب آمرزش امت و يا غرض از آن لطفى باشد از براى امت تا اقتفا بآن حضرت نمايند در استغفار و توبه و لهذا از آن حضرت مرويست كه ميفرمودند
انى لاستغفر فى اليوم و الليل مائة مرة
بدرستى كه من در هر روز و شبى صد بار استغفار ميكنم چه غرض او از اين اظهار استكثار استغفار است از امت مرحومه إِنَّهُ كانَ بدرستى كه خدا هميشه بود تَوَّاباً قبول كننده توبه از مستغفران و تائبان و رافع درجات ايشان يعنى او سبحانه دراز منه ماضيه از آن زمان كه خلق مكلفان فرموده قبول كننده توبه بود بر ايشان هر گاه كه استغفار ميكردند پس بر هر مستغفرى واجب است كه متوقع مثل اين باشد از او يا آنكه معنى اين باشد كه خداى در جميع ازمان ماضيه و حال و استقبال قبول كننده توبه است چه كان بمعنى ماضى با عدم انقطاع لاحق در كلام عرب شايعست مانند كان زيد فاضلا از ام سلمه (رض) مرويست كه بعد از نزول اين سوره رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در نشستن و ايستادن و رفتن و آمدن و خسبيدن پيوسته ميگفتى كه
سبحانك اللهم و بحمدك و استغفرك و أتوب اليك
سبب اين را از او پرسيدم فرمود
انى امرت بها
بتحقيق كه من باين مأمور شدهام از عايشه منقولست كه چون اين سوره نازل شد آن حضرت را نديديم كه نماز گذاردى مگر كه گفتي
سبحانك اللهم و بحمدك اللهم اغفر لى.
و عبد اللَّه بن مسعود نيز فرموده كه بعد از فرود آمدن اين سوره حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين كلمات را بسيار گفتى كه
سبحانك اللهم و بحمدك اللهم اغفر لى انك انت التواب الرحيم
تقديم تسبيح بر حمد و حمد بر استغفار بر طريقه نزولست از خالق بخلق كما قيل (ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله) در