تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧ - سوره الجن(٧٢) آيات ١٠ تا ١٩
و اگر آب نيابيم بخاك تيمم كنيم. پس معنى آيه آنست كه در هيچ بقعه از بقاع ارض كسى ديگر را با خداى مخوانيد بلكه عبادت را در همه جا مخصوص داريد باو، و نيز از حسن نقل كردهاند كه مراد بمساجد صلوات است يعنى از براى غير خدا نماز مگذاريد، و نزد بعضى ديگر مراد بمساجد مسجد بيت الحرامست كه قبله جميع مساجد است و منه قوله تعالى وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ و گفتهاند كه مراد بمساجد مواضع سبعه است كه آن جبهه است و يدين و ركبتين و ابهامى الرجلين يعنى اينها مر خدايراست به اين معنى كه آفريده اويند پس آنها را از براى غير خدا بر زمين منهيد، و مؤيد اينقولست اينكه معتصم از ابو جعفر محمّد بن على بن موسى الرضا عليهم التحية و الثناء سؤال كرد كه ما معنى قوله تعالى وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً را نميدانيم فرمود كه
هى أعضاء السبعة التي يسجد عليها
و نيز مقوى اين است قول حضرت رسالت
أمرت أن أسجد على سبعة أرباب أى اعضاء
و نزد بعضى ديگر مساجد جمع مسجد است بفتح جيم بمعنى سجود يعنى سجدهها مخصوص بخدا است و جايز نيست كه از براى غير او سجده كنند، و از سعيد بن جبير روايتست كه جنيان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را گفتند ما چگونه در مسجد حاضر شويم و با تو نماز گذاريم چه از آنجا كه مائيم تا اينجا راهى دور است حق سبحانه اين آيه فرستاد كه وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ الخ و در خبر است كه بعد از نزول اين آيه چون مسلمانان بمسجد شدندى گفتندى (لا إله إلا اللَّه و السلام على رسول اللَّه) (١٩)- وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ و بدرستى كه آن هنگام كه بر خاست عَبْدُ اللَّهِ بنده خداى كه محمّد است در بطن نخله بنماز صبح يَدْعُوهُ ميخواند خداى را در نماز صبح و جن قرائت او ميشنيدند كادُوا يَكُونُونَ نزديك بوده كه باشند عَلَيْهِ لِبَداً بر وى خفتگان از غايت ازدحام بر او بجهت تعجب ايشان از آنچه ميديدند از عبادت او و اقتداى اصحاب باو در قيام و ركوع و قعود و سجود و بجهت حرص ايشان بر استماع قرآن چه هرگز مثل اين حال نديده بودند و مانند اينكلام نشنيده، از ابن عباس مروى است كه اينكلام از قول جنيانست كه بعد از استماع قرآن چون باهل خود مراجعت كردند بايشان خبر دادند از ازدحام اصحاب بر آن قدوه و احباب در وقت اقتداء كردن ايشان باو در نماز و استماع كلام از آن حضرت نمودن، و قتاده گفته كه مراد اينست كه چون رسول بدعوت كردن برخاست جن و انس مجتمع شدند بر ابطال كار او و اطفاء نور او و حق سبحانه منع شر ايشان نموده از او و حجت او را ظاهر و غالب ساخت بر همه ايشان، و نزد بعضى ديگر معنى آنست كه هر گاه رسولى از رسل قيام نمود بعبادت خداى و نهى مشركان از عبادت غير