تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٤ - سوره الشرح(٩٤) آيات ١ تا ٨
او نمود و بعد از آن فرمود كه اى محمّد صبر كن و دلخوشدار.
(٥)- فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً پس بدرستى كه با هر دشوارى كه در دنيا است آسانى است در عقبى.
(٦)- إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً بدرستى كه با دشوارى كه در مكه است آسانيست در مدينه، و در موضح آورده كه با عسرى كه در مدينه باشد يسريست در بهشت، و بيضاوى گفته كه كلام اول راجع بآنست كه با ضيق صدر و وزرى كه منقض ظهر باشد و ضلال قوم و ايذاى ايشان شرح صدر است و وضع و توفيق اهتداء و طاعت، پس از روح خدا مأيوس مشو وقتى كه غم و هم تو را طارى شود، و تنكير يسر براى تعظيم و تكبير آنست و ذكر مَعَ كه متضمن مصاحبتست بجهت مبالغه است در معاقبه يسر بعسر و اتصال او بآن مانند اتصال متقاربين. و كلام ثانى تكرير اولست براى تأكيد، و يا استيناف وعد بآنكه عسر مشفوعست بيسرى ديگر كه ثواب آخرتست و قول اول الصق است بمقام از قول ثانى، و در كشاف آورده كه معنى اصطحاب عسر و يسر كه آن از لفظ مع مفهوم ميشود آن است كه اصابه بندگان بيسر بعد از عسر ايشان بزمان اقربست پس گوئيا يسر مترقب در حكم يسريست كه مقارن عسر باشد و اين موجب زيادتى تسلى و تقويت قلوب ايشان است و جمله ثانيه محتملست كه تكرير اولى باشد مانند تكرير قوله فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ و قوله فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ كه از براى تقرير معنى آنست در نفوس و تمكين آن در قلوب مانند اينست جاءني زيد زيد و يا آنكه اولى وعده باشد بآنكه عسر لا محاله مردوفست بيسر و ثانيه وعده مستأنف باشد بآنكه عسر متبوعست بيسر پس بر تقدير استيناف دو يسر متحقق باشد و عسر واحد است اگر چه مكرر واقع شده بحسب لفظى زيرا كه خالى از آن نيست كه الف و لام از براى عهد است كه آن عسريست كه در آن بودند پس آن در حكم زيد است در اينقول كه (ان مع زيد مالا ان مع زيد مالا) و يا الف و لام جنس است كه دلالت بر تعدد ندارد، و اما يسر منكر است و متناول بعضى از جنس پس هر گاه كلام ثانى مستأنف باشد نه مكرر، متناول بعضى خواهد بود غير از بعض اول بلا اشكال فحينئذ تعدد يسر باشد بدون تعدد عسر و لهذا
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لن يغلب عسر يسيرين
و نعم ما قال الشاعر:
|
إذا اشتدّت بك العسر |
ففكّر في أ لم نشرح |
|