تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٥ - سوره الشرح(٩٤) آيات ١ تا ٨
بحسب معنى و اگر چه عسر بحسب لفظ متعدد است زيرا كه تعدد در معرف بلام نيست خواه آنكه براى عهد باشد يا جنس بخلاف منكّر پس يسر ثانى مغاير يسر اول باشد و عسر ثانى همان عسر اول. و مراد بيسرين [١] يسر دنيا و يسر آخرتست كقوله تعالى قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ و اين هر دو حسناى ظفر و حسناى ثوابست و يا آنكه مراد بيسر اول آن چيزيست كه اهل اسلام را ميسر شد در ايام رسول از فتوح بلاد و قلاع، و ثانى آنچه ايشان را بعد از او واقع شده از فتح اكثر بلاد انتهى كلام صاحب الكشاف، و در تفسير طبرسى مذكور است كه از ابن عباس رضى اللَّه عنه نقل كردهاند كه حق سبحانه فرموده كه
خلقت عسرا واحدا و خلقت يسيرين فلن يغلب عسر يسرين
و از حسن نيز منقولست كه روزى رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از خانه بيرون آمد فرحناك و خندان و مىگفت
لن يغلب عسر يسرين فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
و وجه تعدد يسر و وحدت عسر از فراء نقل كرده كه ان العرب تقول اذا ذكرت نكرة ثم اعدتها نكرة مثلها صارت اثنتين كقولك اذا كسبت در هما فانفق درهما فالثانى غير الاول، اذا اعدتها معرفة فهى هى كقولك اذا اكسبت الدرهم فأنفق الدرهم، فالثانى هو الاول و زجاج نيز قائل اين قولست و صاحب كتاب النظم در تفسير اين آيه آورده كه حق سبحانه پيغمبر خود را مبعوث ساخت در وقتى كه بضاعت نداشت و درويش بود قريش سرزنش او كردند و گفتند كه اگر غرض از اين دعوت طلب غنى است ما ترا چندين مال بدهيم كه أيسر اهل مكه شوى پيغمبر از اينمعنى بسيار مغموم شد و گمان برد كه قوم او بجهت فقر تكذيب او ميكنند حق سبحانه اين آيه فرستاد و او را بوعده غنى تسلى داد، و معنى آيه آنست كه بايد فقر و آنچه اهل مكه ميگويند ترا غمگين نسازد چه با اين عسر يسرى خواهد بود در دنيا و آخرت و انجاز اين وعده نمود و حجاز و قراى عرينه و عامه بلاد يمن را از براى وى مفتوح ساخت و دويست شتر بتحت ملكيت او در آورد و آن حضرت قوت سنه از براى اهل خود بگذاشت و باقى را در راه خداى تصدق فرمود، بعد از آن حق سبحانه از روى استيناف فرمود إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً و دليل بر ابتدائيت اين كلام تعرى آنست از لفظ (فا) يا (واو) و اين وعدهايست از براى جميع مؤمنان و مراد آنست كه با هر عسرى در دنيا مؤمنان را يسرى است در آخرت، و شايد كه هر دو يسر مجتمع باشد براى حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مراد از اول يسر دنيا باشد و ثانى يسر آخرت پس اينكه حضرت فرمود كه
لن يغلب عسر يسرين
يسر دنيا باشد كه قرحست و يسر آخرت كه ثواب ابديست و از اسحق بن بهلول قاضى مأثور است كه:
|
فلا تيأس و إن أعسرت يوما |
فقد يسّرت في دهر طويل |
|