تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٥ - سوره المطففين(٨٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
معانى گفتهاند كه درجات رفيعه است بر بالاى يكديگر، عبد اللَّه عمر گفته كه اهل عليين از چند ساله راه بر سر اهل بهشت نگرند و چون يكى از ايشان بر بالاى بام قصر خود بر آيد و در بهشت نگرد نور روي او همه بهشت را روشن و منور گرداند و اهل بهشت بدانند كه آن نور از عليين است، و از فراء نقلست كه عليين ارتفاعيست بر بالاى ارتفاع ديگر الى غير النهايه و بنا بر آنكه اسم مكان باشد نه ديوان اعمال در كلام مضاف محذوف خواهد بود و تقدير اينكه ما كتاب عليين يا محل كتاب مرقوم بر طريقى كه در آيه إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ سمت ذكر يافت اصح و اظهر آنست كه كِتابٌ مَرْقُومٌ تفسير كِتابَ الْأَبْرارِ است و تقدير اينكه كتاب الأبرار كتاب مرقوم پس معنى آيه آنست كه نامه اعمال ابرار در جائيست كه آن را عليين گويند، و تو چه دانى كه عليين چه چيز است يعنى جائيست بلند قدر و بامكانت و رفعت و نامه اعمال ابرار نامهايست نوشته يا نشانه كرده شده كه هر كه آن را بخواند يا ببيند داند كه از اصحاب آن نيكوكارانند و پرهيزكارانند، مرويست از حضرت نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه ملائكه حفظه چون عمل بنده را بردارند و باستقلال تمام آن را بآسمان برند و در جايى كه اراده الهى باشد برسانند وحى الهى آيد بايشان كه
انكم الحفظة على عبدى و أنا الرقيت على ما فى قلبه و انه أخلص عمله فاجعلوه فى عليين فقد غفرت له
و بدرستى كه شما نگاهبانان بوديد بر اعمال بنده من و من نگهبان بودم بر آنچه در دل او بود و او عمل خود را باخلاص كرده و بغرضى از اغراض مخلوط نساخته، او را در عليين جاى دهيد كه من او را آمرزيدم و چون نامه عمل بنده ديگر بردارند و تزكيه آن كنند و آن را بعالم بالا برند وحى بديشان رسد كه
أنتم الحفظة على عبدى و أنا الرقيب على قلبه و انه لم يخلص لى عمله فاجعلوه فى السجين
شما حافظان اعمال او بوديد و من نگهبان بودم بر سراير دل او و او عمل خود را باخلاص نكرده و آن را بريا و سمعه و غير آن آميخته آن را بسجين بريد آن گه حق سبحانه در صفت ابرار ميفرمايد.
(٢٢)- إِنَّ الْأَبْرارَ بدرستى كه نيكوكاران لَفِي نَعِيمٍ در بهشت پر نعمت.
(٢٣)- عَلَى الْأَرائِكِ بر تختها و حجلهاى آراسته يَنْظُرُونَ مينگرند بچيزهايى كه در آن شادمان و فرحناك باشند از مناظره جنت و انواع كرامت يا از عرش يا از انبياء و اوصياء يا نظر ميكنند بكفار كه در دوزخ بانواع عذاب معذب باشند.
(٢٤)- تَعْرِفُ بشناسى اى نگرنده فِي وُجُوهِهِمْ در روىهاى ايشان نَضْرَةَ النَّعِيمِ تازگى نعمتهاى بهشت يعنى بجهت تنعم و طراوت لذات و بريق آن بر روى ايشان مشاهده شود هم چنان كه در وجوه أغنياء و أهل ثروت مرئى ميشود و از عطا نقلست كه حق سبحانه چندان حسن